اصول معارف مىگشايد ، و كمترين مطلبى كه مىتوان از آن فهميد اينست كه براى تسمية حقيقتى عالى و بس والاست كه اين حقيقت به مجرد گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحيم حاصل نمىشود ، همچنين ساير اجزاء نماز و قرائت . و ممكن است كه وجه رابطه و تعليق اذن در گفتن بسم اللَّه با وصول بذات اقدس حق كه در اين حديث بيان گشته اين باشد كه وصول جز به فناء عبد و برداشته شدن تمام حجابهاى ظلمانى و نورانى كه بين بنده و خدا هست ميسر نمىشود و دستيابى به اين مرتبه براى بنده ممكن نيست مگر اينكه خود را از جميع عوالم و اسماء و اوصاف آن خالى و فارغ گرداند ، در اين هنگام است كه براى ظهور اسماء ذات اقدس حق كه در حيطهء لفظ جلاله هست عموما ، و ظهور اسمائى كه در حيطه رحمان و رحيم است خصوصا ، اهليت پيدا مىكند ، و در چنين شرايطى است كه بنده ، حقايق اين اسماء را در خود محقق مىبيند ، و لوح جامع ، و مظهر اسماء خداوندى مىگردد چنان كه در وصف رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آمده است كه آن حضرت رحمة للعالمين ، و خليفة اللَّه ، و معلم ملائكة و انبياء است ، تمام اينها از آثار مظهريت اين اسماء سه گانه ، و بهاء حق و سناء الهى گشتن است ، و شايد بتوان گفت حقيقت نزول بسم اللَّه و روح آن همين است ، پس آن كس كه ميخواهد بسم اللَّه الرحمن - الرحيم بگويد سزاوار است كه تا حدى كه در توان دارد خود را به آن حضرت شبيه گرداند ، و كمترين مرتبهء اين تشبيه اينست كه انسان پس از معرفت به اين اسماء ، با قلب و روح خود بحقايق آنها توجه كند ، و اين ممكن نيست مگر اينكه براى خود بهره اى از اين اسماء فراهم آورد ، اما بالنسبة بحقيقت لفظ « اللَّه » بهره اى براى او نيست مگر همان عبوديت
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٦٠