و حالت سوم از نتايج آن مىباشد و اگر اين را پذيرفتيم ، ديگر در اطلاق اين صفت بر خداوند ، لازم نيست كه به تجوز و چشم پوشى ، قائل شده و بگوئيم مقصود از آن تنها اثبات غايت و نتيجهء اين صفت براى خداوند است ، چنان كه كسانى كه چنين پنداشتهاند كه رقت و نرم دلى جزء حقيقت اين صفت است ، و از طرفى چون نميتوانستند كه اين تغيير حالت را به ذات اقدس حق نسبت بدهند ، بر اين شدهاند كه بگويند اطلاق لفظ رحمان و رحيم بر خداوند از باب مجاز بوده و از نسبت اين صفت به خداوند تنها غايت و هدف آن منظور است ، ولى بنابر آنچه كه ما گفتيم اطلاق « رحيم » بر خداوند ، از باب الغاء حقيقت اين صفت و اعتبار غايت و نتيجهء آن نيست ، بلكه براى رحمت پروردگار هم چون ساير افعال خداوندى ، مبادى وجوديه اى است كه بىنياز از تحقق است و اين همان حقيقت معانى اين الفاظ است ، بنابر اين ، حقيقت رحمت ، همان معنائى است كه باعتبار آن همهء ممكنات مورد رحم و عطوفت پروردگار قرار ميگيرند ، و آن ، همان حقيقت اسم رحيم است كه از اسماء مخلوقه عينيهء حضرت ذو الجلال مىباشد ، چنان كه از رسولخدا صلَّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود :
ذات اقدس حق را صد رحمت است كه يكى از آنها را به زمين نازل نموده و آن را بين خلق تقسيم نمود ، پس هر چه محبت و مهربانى و عطوفت در اين دنيا است از همان يك قسمت است ، و نود و نه قسمت ديگر را براى خود نگهداشت ، تا در قيامت نسبت به بندگانش مبذول دارد ، بنابر اين اطلاق رحمان بر خداوند متعال باعتبار آفرينش رحمت رحمانيهء او ، و اطلاق رحيم ، باعتبار قيام رحمت ، به ذات اقدس حق است ، آن هم قيام صدور ، نه قيام حلول ، پس رحمت رحمانيتش عبارت از افاضهء وجود منبسط
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٤٥