اقدس حق به او مينگرد و از او مىشنود ، در اين صورت خواه ناخواه سؤال ، و تمايل و زارى ، و درخواست در او پيدا خواهد شد .
مرتبهء بالاتر از اين ، اينست كه بقلبش مشاهده كند كه خدا با او سخن مىگويد و با كلامش با او مناجات مىكند ، كه اين مرتبه از قرائت ، گوش فرا دادن ، و فهم ، و تعظيم ، و حياء ، و هيبت ، و رجاء را سبب مىشود .
و از همه برتر اينست كه در كلام ، متكلم را ببيند ، و در كلمات ، صفات را مشاهده كند ، و اين امر او را از نظر بقرائت و توجه به خود و بهر آنچه كه غير از پروردگارش كه متكلم آن قرآن است ، مشغول ميدارد ، و تنها مقصودش و تمام همش او خواهد بود ، حتى از انعام و احسان او هم در خواهد گذشت و چنان خواهد بود كه گويا مستغرق در مقام شهود است ، و از چنين حالتى است كه امام صادق عليه السّلام خبر ميدهد و مىفرمايد :
و اللَّه لقد تجلَّى اللَّه لخلقه في كلامه و لكن لا يبصرون .
به خدا سوگند كه ذات اقدس حق در كلامش براى خلقش تجلى نموده ولى آنان نمىبينند .
و غشوهء آن حضرت در حال تكرار آيه اى از قرآن در نماز از همين باب بود . و اين درجه اختصاص بمقربان درگاه الهى دارد ، و مرتبهء پائينتر از آن ، درجهء اصحاب يمين ، و مرتبهء پائينتر براى ساير مردم و غافلان است . و لذت كامل در همان درجه و مرتبهء آخر است و صاحب چنين حالى است كه هيچ حالى را بر اين حال اختيار نميكند .
و از بعضى از حكماء نقل شده كه گفته است من قرآن را تلاوت
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٣٨