تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
نفعى براى من داشته باشد بلكه فقط بخاطر انتفاع تو از من و جميع ممالك خود را قبل از اينكه تو پا بعرصهء وجود نهى در رفع نيازها و براى كمال تو به خدمت گماردم ، و باز هر چه تو معصيت نمودى و نعمت - هاى بىشمارى را كه بر تو ارزانى داشته بودم كفران نمودى ، مرا از اينكه تو را حفظ كنم و نعمتهايم را از رزق و تربيت و آنچه كه مايهء عزت و كمال تو مىشود بر تو ارزانى دارم باز نداشت و با لطف و مرحمت تو را به خود فرا مىخواندم تا آنجا كه هر شب ملكى بزرگوار بسوى تو مىفرستادم كه تو را به توبه و بازگشت بسوى من دعوت كند و پذيرش توبه ات را از جانب من به تو اعلان نمايد و تو را آگاه سازد كه هر زمان كه مرا بخوانى تو را اجابت خواهم كرد و از توبه و بازگشت تو بسيار خوشحال خواهم شد . و تو را به انس و مناجات و قرب و وصال من دعوت مىنمود ، ولى تو فرستاده‌ام را رد كردى و از دشمنم متابعت نمودى و من باز با همهء اينها نعمت و رحمتم را از تو دريغ نداشتم ، ولى هر چه انعام و احسان از جانب من بيشتر شد اعراض و كناره گيرى تو افزون گشت ، از من لطف و انعام و اصرار در دعوت تو بود ، و از تو روى - گردانيدن و به راه خلاف رفتن ، تا اينكه در فلان شب يكى از عيال خود و بندگان محتاجم را بدر خانهء تو فرستادم و او از آن همه نعمتها كه بر تو ارزانى داشته بودم اندكى را طلب نمود ، و قبل از آن به تو خبر داده بودم كه اگر به چنين كسى چيزى بدهى در حقيقت به من وام داده اى و من هستم كه از تو مىگيرم و در وقتى كه از هر حال نيازمندتر باشى به تو باز خواهم گردانيد ، و اگر او را از خودت برانى و دست رد به سينه اش زنى ، در حقيقت خواستهء مرا رد نموده اى ، و تو با علم به همهء اين امور