همچنين خود عبادت و پرستش گاهى براى بت هست ، و گاهى براى سلطان ، و گاهى براى خدا .
و باز عبادت براى خدا يا براى رغبت در مقامى است و يا بخاطر ترس از عذاب ، يا براى تعظيم و يا براى محبت و يا براى اينكه انسان خدا را سزاوار پرستش ميبيند ، و باز اگر عبادت از روى رغبت و يا ترس باشد ، اين دو يا بامور دينى مربوط مىشود و يا بامور دنيائى ، همچنين گاهى مىشود كه انگيزهء انسان در انجام اعمال نيك و حسنات ، بندگى خدا ، و بعضى از اين امورى كه ذكر شد ، و يا ديگر امور مباح يا مستحب مىباشد .
اگر انگيزه و قصد انسان ، بندگى خدا ، و يكى از امور مستحب بود ، مثل اينكه انسان به ديگرى سلام مىكند و قصدش علاوه بر عبادت پروردگار ، افشاء سنت ، و صلهء رحم ، و تعظيم مؤمن است چون سلام كردن ، و جميع آنچه كه ذكر شد از وجوه عبادت است لا محاله عمل صحيح خواهد بود ، و اما اگر آنچه در قصد و انگيزه ، شريك قصد عبادت و بندگى خدا مىشود از امور مباح بود مثل اينكه انسان براى سرد شدن بدن وضو بگيرد در چنين موردى اگر قصد اصلى ، وضوء بوده و سرد شدن بدن بالتبع منظور بوده نه علت اصلى ، ظاهر اينست كه اين هم ضررى ندارد ولى اگر سرد شدن علت تامه و يا اينكه جزئى از علت باشد و كسى تنها بخاطر سرد شدن بدن وضو بگيرد يا اينكه به قصد اينكه هم بدنش سرد شود و هم وضوئى گرفته باشد در اين صورت صحت آن مشكل است و واجب است كه احتياط نموده و وضو را اعاده كند ، اما اگر آنچه كه ضميمهء قصد عبادت خدا مىشود ريا و خود نمائى و يا اشتهار به نيكى در
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٦٨