تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
كه اين رجاء رجائى كاذب و اميدوارى دروغين است . بيان مطلب اينكه رجاء و اميدوارى چيزى جز انتظار محبوبى كه براى او است ، نيست ، پس هر گاه كه محبت پيدا شد اين محبت ، طلب هم بدنبال خواهد داشت ، زيرا انسان طالب خير و سعادت است ، و چون طلب يافت شد بناچار ميبايست كه اراده و عزم هم پيدا شود و عضلات را به حركت در آورد و اعضاء و جوارح را به سمت آن مطلوب و تحصيل آن به كار گيرد ، و لذا در روايت آمده كه هر كس اميدوار به چيزى باشد در طلب آن بكوشد و هر كس از چيزى بترسد از آن گريزان است . علماء علم اخلاق براى بيان رجاء و كلمات مترادف با او مثالى زده‌اند ، انسان اگر گندم خوبى را در زمينى كه از هر نظر صلاحيت كشت را دار است بپاشد و اين كشتزار در منطقه اى باشد كه بارندگى در آن منطقه بسيار است و پس از كشت تمام امورى را كه زراعت نياز دارد فراهم نمايد و بعد بنشيند و منتظر اين باشد كه خداوند تفضلى بفرمايد و از اين زراعت ، محصول خوبى نصيب او گردد اين را رجاء گويند ، و چنين كسى در اين اميدوارى صادق است . ولى اگر جو كاشت و اميد برداشت گندم را داشت ، و يا اينكه گندم را در زمين سنگلاخى كه براى كشت و زرع صلاحيت ندارد ، و يا آب به آن نميرسد پاشيد و منتظر برداشت محصول خوبى بود بر چنين كسى جز احمق و مغرور نام ديگرى نمىتوان نهاد . و مثل چنين كسى در بحث ما مثل آن شخصى است كه تخم ريا در دل بيفكند و متوقع باشد كه از اين دل نور عمل خالص درو كند ، يا اينكه قرآن تلاوت كند ، و يا ذكر بگويد و دعا بخواند و بمناجات با