فصل « در بيان رجاء و اميدوارى و حقيقت آن »
حقيقت رجاء ، از شادمان شدن دل بخاطر انتظار محبوبى است .
و براى آن دو اطلاق است :
اطلاق اول : معناى عام اين كلمه است ، كه بر مجرد شاد گشتن دل بخاطر انتظار رسيدن محبوبى اطلاق مىشود حال خواه اين انتظار غرور باشد ، خواه حماقت ، و خواه تمنا و آرزو ، خواه رجاء واقعى .
اطلاق دوم آن : استعمال اين كلمه در مقابل غرور و حماقت و آرزو است ، و در اين صورت معنايش عبارت از شاد گشتن دل بخاطر انتظار محبوبى است كه احتمال رسيدن آن بسيار است ، و اين مطلب در صورتى است كه اكثر اسباب وجود آن محبوب فراهم آمده و اندكى باقى مانده باشد و امكان دستيابى به آن خيلى نزديك به نظر آيد گر چه در بعضى از موارد اين امكان ممكن است بعيد به نظر رسد ، و اما اگر احتمال وجودش در نهايت بعد و دورى باشد بگونه اى كه عقلاء انتظار دستيابى به آن را بيهوده بدانند اسم غرور و حماقت بر او از رجاء و اميدوارى صادقتر است ، و اما اگر احتمال وجود آن نامعلوم باشد و انسان علم بوجود اسباب پيدايش آن و يا عدم آن يا قرب و بعد امكان دستيابى به آن
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٤١