است چرا كه هر كس اميد به چيزى داشته باشد در طلب او بر مىآيد .
صورت چهارم : موردى است كه اغلب اسباب پيدايش آن مطلوب موجود نباشد و دستيابى ببقيهء اسباب هم خيلى دور بنمايد و او با علم به اين مطلب باز در پى تحصيل مقدمات آن بر آيد چنين كسى احمق است .
صورت پنجم : اينكه شرايط همان شرايط مورد چهارم باشد ولى او نداند و در پى تحصيل مقدمات آن بر آيد كه اين نيز مثل صورت دوم تمنا و آرزو است .
صورت ششم : اينكه شرايط همان شرايط مورد چهارم باشد و او هم بداند و در پى تحصيل مقدمات آن هم بر نيايد و اميد به دستيابى آن را داشته باشد و اين غرور است .
و كسى كه از كيفيت اسباب حصول و دستيابى به چيزى بىخبر است و در پى تحصيل مقدمات آن بر نميآيد حال خواه بقيهء اسباب حصول آن چيز دستيابى به آن نزديك باشد يا دور چنين كسى اگر ادعاى رجاء و اميدوارى كند رجاء اميدواريش دروغين و او در اين ادعا مغرور و فريب خورده است ، و سر اينكه در صورت عدم اشتغال مكلف به تحصيل مقدماتى كه بدست او است رجاء و اميدواريش را غرور و حماقت ناميدهاند اين است كه رجاء صادق عبارت از عملى است كه سبب پيدايش صفتى شود كه آن صفت در انجام كار و عمل اثر بگذارد پس هر گاه آن علم آن صفت را از خود بر جاى نگذاشت رجاء بر آن اطلاق نميشود ، و اگر آن صفت پديد آمد ولى عملى كه موافق با آن صفت باشد بهمراه نداشت وجودش مثل عدم آن خواهد بود . و لذا گفته مىشود
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٤٣