يا قيام و يا ركوع و يا غير اينها بفكر فرو ميرود و اشتغال به اين فكر تا آخر نماز برايش باقى ميماند ، اما بهترين و كاملترين نوع حضور قلب اين است كه قلب نماز گزار در مقابل هر فعلى از افعال و هر قولى از اقوال نماز متوجه همان فعل و قول باشد و مراعات حضور پروردگارش را بنمايد و متوجه باشد كه اين اعمال را در حضور او داد مىكند ، و تأمل و تفكر دربارهء جزئى از اجزاء نماز او را از توجه به آن جزء از نماز كه مشغول انجام آن است باز ندارد ، و در هنگام انجام هر عملى يا اداء هر ذكرى بفكر مخصوص به آن عمل و يا ذكر مشغول باشد و بداند كه در آن لحظه ، انجام آن جزء از نماز و اداء آن ذكر از او خواسته شده و از خدا بخواهد تا او را كمك كند كه آن جزء را همان گونه كه از او خواسته شده انجام دهد .
و اين فن كامل آن حالت دوم را هم كه تفهم باشد در بر دارد ، زيرا فهميدن و دريافتن معناى اقوال و افعالى كه انسان در نماز بجاى مىآورد عبارت از حضور قلب نزد آن اقوال و افعال است ، و براى كسى كه در ابتداى راه است سزاوار است كه معناى هر فعل و قولى را قبل از انجام آن اجمالا در نظر آورد ، سپس شروع به انجام آن كند در حالى كه فكرش متوجه حقيقت آن عمل يا آن قول است ، سپس بملاحظهء معناى جزء بعدى بپردازد ، و بعد وارد آن جزء شود ، همين گونه تا آخر نماز . و قبول اين مسئله برايت مشكل نباشد زيرا قصد معانى افعال در اول كار تفصيلى است و هنگام انجام آن عمل و يا بيان آن قول در اثناء كار ، اجمالى است . و فكر مستغرق دريافتن اذكار است .
و براى بيان كيفيت فهميدن حقايق افعال و اذكار مقام ديگرى
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٨٧