تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كه خارج مىشوند تا آنگاه كه بمحضر خداوندى باريابند فكرى و ذكرى جز اعتراف به نعمتهاى الهى نيست و زبان حالشان چنين است كه اگر براى آنها ممكن بود كه از ازل تا به ابد موجود ميبودند و هر آنچه را كه در توان داشتند در خدمت معبود و شكر انعام و جود و بخشش او به كار ميگرفتند خود را قاصر ميدانستند و اگر ترس مخالفت با خواستهء مولايشان در ميان نبود از او ميخواستند كه از باب خدمت او در دنيا و آخرت جدا نشوند . مىگويم سيد رحمة اللَّه عليه ، در حالى كه اصناف مردمان بيشتر از اين است ، به همين مقدار اكتفا نموده زيرا مقصود او اشاره ببيان اوصاف و احوالاتى است كه غالب بر متعبدين و بندگان خدا است و الا كه سالكان راه حضرت حق و سايرين إلى اللَّه از اهل توكل و رضا و تسليم و شوق و محبت و انس را حالاتى برتر و بهتر از اينها است كه بيان شد . و چه بسا كه از اهل شوق و محبت كسانى حاضر اين مجلس شوند كه از آنچه از لذت دعوت و نداء حضرت حق دريافته‌اند مستند اينان را توجهى به عمل و عامل و اجر و پاداش نيست چرا كه اينان داعى مجلس را بخاطر سرور و بهجتش لبيك گفته‌اند و روح و جان خود را فديه او مىسازند . سپس سيد رحمة اللَّه عليه اين سخنان زيبا را از زبان كسى كه باستقبال عيد رفته است مىگويد : بارالها ملوك و امراء سپاهيان و بندگان خود را خلعتهائى بخشيدند گر چه بعضى از آنان در شمار ثروتمندان و اغنيا بودند ولى اين بندهء مملوك تو سرش از عمامهء مراقبت كه لايق حضور تو است مكشوف ، و