بقاء و ديگر نعمتها را ناديده گرفته و به اعمال خود فريفته و مغرور گشتهاند اينان چون كوران و بيماران هستند .
دستهء پنجم كسانى هستند كه براى دريافت اجرت اعمال خود در ماه رمضان خارج شدهاند ، و زبان حالشان طلب محاسبه در اين معامله با پروردگارشان هست ، زبان حال عدل پروردگارى با اينان چنين است :
حال كه هر يك از شما اجرت عمل خود طلب ميكنيد پس آنچه را كه ما براى شما قبل از آفرينش شما انجام دادهايم بخاطر آوريد ، و اين دوران بس طولانى حيات خود را كه از زمان پيدايش پدرتان آدم شروع مىشود و آنچه ما براى پدران و مادران و اجدادتان انجام دادهايم در نظر آوريد ، سپس اندكى در مورد اجرت موجوداتى كه ما در راه مصلحت شما از ملائكه و انبياء و ملوك و سلاطين و ديگر بندگانمان از گذشتگان و حاضرين به كار گرفتهايم بينديشيد بعد ببينيد چه مقدار ما طلبكار هستيم آن را بپردازيد و بعد خود را از ما طلبكار بدانيد ، چون شما از باب اعتراف به فضل و بخشش ما عدول نموده و بر باب طلب اجرت ايستاديد .
دستهء ششم كسانى هستند كه ميدانند تمام اعمال نيك آنها با يك نعمت از نعمتهاى الهى نمىتواند مقابله كند و لذا از باب اجر چيزى طلب نميكنند بلكه به همان زبان حالى كه قبل از وجود داشتند كه زبان فقر و احتياج باشد بباب كرم و فضل و جود الهى متوسل مىشوند .
دستهء هفتم كسانى هستند كه لباس معرفت بتن نموده ، و همين را كه ذات اقدس حق به آنها روى نموده و آنها را بمحضر احسان خود فرا خوانده نعمتى بس بزرگ ، و منتى بر خود ميدانند ، اينان را از آن زمان
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٣٨