تنش از جامهء اخلاص كه لازمهء محضر تو است برهنه ، و از خلعتى كه براى حضور در پيشگاه تو شايسته باشد بىنصيب است ، جامهء اين بندهء مملوك بدست غفلتها پاره پاره گشت ، و از كثافات شهوتها آلوده شد ، و لباس ستر عيوبش را بدست پرده درىهاى خود پاره نمود و سپر غفران و آمرزش گناهانش را با سبك شمردن استغفار كه باعث تقرب او به تو بود در هم شكست و اكنون عورات و زشتىهاى او آشكار ، و لغزشگاههاى او پر خطر است ، و او در اين عيد سعيد بواسطهء اين لباس زشت كه بر تن دارد بىآبرو است و از اين جامهء منحوس كه بر تن نموده شرمسار و ذليل ، بارالها چه ميكنى با بنده اى كه زبان حالش اين است كه « انا للَّه و انا إليه راجعون » در حالى كه خود امرا و ملوك را مكارم اخلاق آموختى و تو بودى كه خلعت بخشيدن و بنده را آزاد نمودن و ببنده نعمت ارزانى داشتن را رسم نمودى ، آن زمان كه اين بندهء مملوك را ايجاد نمودى آنچه از زشتىها كه در آينده از او سر ميزد را ميدانستى ولى حلم و بردبارى تو همهء آنها را تحمل نمود تا اينكه خلعت بقاء بر تن او پوشانيدى و لباس سلامتى اعضاء و شفاء از دردها بر او ارزانى داشتى و گوشت و پوست بر تن او رويانيدى و در انعام و اكرام او مبالغه نمودى ، ولى اكنون اين بنده مملوك عريان در محضر تو است ، چه كسى او را بپوشاند و عيوبش را پنهان دارد اگر سعهء رحمت تو بر او تنگ آيد و چه كسى او را پناه دهد اگر او را از خود برانى ، پس اى آنكه بر اين بنده خلعت بخشيدى در حالى كه از عاقبت كار او باخبر بودى و از پرورش و اطعام و پناه دادنش دريغ ننمودى در حالى كه بجرأت او بر خود آگاه بودى ، اكنون بر استغاثهء اين بنده ترحمى فرما و به پناه آوردنش به تو نظر لطفى
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: رضا رجب زاده
ص١٤٠