تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
* * * چون اين جمله دانسته شد و رفع آن شبهه گشت ، به دفع شبهات اهل بهاء راجع به شخص خود مىپردازم . پوشيده نماند كه معاندين من براى اينكه كسان و منسوبان مرا زبان از هر تعرضى ببندند كه چرا با صبحى چنين سلوك كرديد ، هرچندگاه آنان‌را در محلى جمع كرده پس از تحذير از ملاقات با من به معاصىاى منسوبم مىداشتند كه از آن‌جمله بود ملاقات با آواره و دوستانش كه اين را مذكور داشتم . * * *

خاتمه

عدد صفحات كتاب فزون از دويست شد و حال آنكه بيشتر از سخنان ما در بيان و اغراض خويش ناگفته ماند ، خصوصاً اين نكته كه بعضى از معاندين ، اين بنده را جزو متنصرين « 1 » و از جمعيت پروتستانت ! مشهور كرده و البته لازم است كه به دفع اين شبهه نيز پرداخته شرحى از نواياى « 2 » آن جمعيت كه به ظاهر براى تعليم و تربيت و در حقيقت براى ترويج ديانت نصرانيت از آن سر دنيا به ايران آمده‌اند بدهم و به برائت ساحت خويش بپردازم ، يعنى بيان كنم كه آن گروه را مقصد چيست ؟ براى ايران مؤسساتشان مضر است يا نافع ؟ در دارالتعليم خود حفظ اخلاق اطفال اين آب و خاك مىكنند يا نى ؟ آن نقدينه كه از كليساهاى آمريكا و اشخاص ثروتمند گرفته به ايران مىآورند به چه عنوان است ؟ آيا بهاى عز و شرف ملت ايران است يا نه ؟ و امروزه با مدارسى كه ما داريم مدارس آنان قدرى دارد يا نه ؟ و هم راه ترقى پيموده يا رو به انحطاط رفته ؟ و آيا كسانى كه در نزد مشايخ آنان تنصر اختيار كرده كاذب‌اند يا صادق ؟ و بعضى نشريات سرّىشان ( نظير كتاب « انسان چگونه عوض مىشود » و
هامش
( 1 ) . متنصّر : ترسا و به كيش ترسايان درآمده ، نصرانى شده ( 2 ) . نوايا : اين واژه در سراسر لغتنامه‌ى دهخدا يافت نشده ، اما ظاهراً در اينجا به جاى منويات به معنى قصدها و نيت‌ها به كار برده شده است