فرمود كه كتاب مذكور را انتشار ندهند و نسخ منتشره را جمعآورى كنند .
متن توبه نامهى سيد باب
به هرحال از مطالعهى كتاب ، من به قاضاياى شگفت برخوردم كه بىاندازه باعث تعجب من گرديد ؛ يكى مكتوبى كه سيد باب به ناصرالدينشاه در ايام وليعهدى نوشته در آن از ادعاى خود بازگشت كرده ، يعنى حرف خود را پس گرفته و عين آن نوشته اين است :
« فداك روحى الحمدلله كما هو اهله و مستحقه كه ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر كافّهى عباد خود شامل گردانيده بحمدالله ثم حمداً له كه مثل آن حضرت را ينبوع رأفت و رحمت خود فرموده كه به ظهور عطوفتش عفو از بندگان و تستر بر مجرمان و ترحم بر ياغيان فرموده . اشهد الله من عنده كه اين بندهى ضعيف را قصدى نيست كه خلاف رضاى خداوند عالم و اهل ولايت او باشد اگر چه بنفسه وجودم ذنب صرف است ، ولى چون قلبم موقن به توحيد خداوند جل ذكره و نبوت رسول او و ولايت اهل ولايت اوست و لسانم مقر بر كل ما نزل من عند الله است اميد رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضاى حق را نخواستهام و اگر كلماتى كه خلاف رضاى او بوده از قلم جارى شده غرضم عصيان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را و اين بنده را مطلقاً علمى نيست كه منوط به ادعايى باشد ، استغفرالله ربى و اتوب اليه من ان ينسب الى امر . و بعضى مناجات و كلمات كه از لسان جارى شده دليلش بر هيچ امرى نيست و مدعى نيابت خاصهى حضرت حجالله عليه السلام را محض ادعاى مبطل و اين بنده را چنين ادعايى نبوده و نه ادعاى ديگر . مستدعى از الطاف حضرت شاهنشاهى و آنحضرت چنان است كه اين دعاگو را به الطاف و عنايات بساط رأفت خود سرافراز فرمايند . والسلام . »
در حقيقت اين مكتوب دو ركن مهم از اركان حقانيت اين ظهور را منهدم كرد كه