تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
اين بنده هم كه اجازه‌ى حضور داشتم هرطور بود كسان خود را راضى كرده تا به‌اتفاق مشاراليه سفرى شوم و با آنكه تحصيل جواز عبور و تذكره‌ى راه به سهولت ممكن نبود ، به محبت و همت آقاى نعيمى ، گذشته از جواز ، توصيه نيز از سفارت انگليس دريافت شد . در طى اين احوال كه ما مشغول تدارك اثاثيه‌ى سفر بوديم ، لوحى مفصل از عبدالبهاء براى ابن اصدق رسيد كه بعضى دستورها به او داده و در ضمن يك جلد كتاب « كشف الغطا » نيز خواسته بود .

كتاب كشف‌الغطاء

نخستين كسىكه در كاشان به‌واسطه‌ى ملاحسين بشرويى گردن به اطاعت سيد باب نهاد ، حاجى ميزاجانى تاجر بود و در اوقاتى كه سيد را از اصفهان به طرف تهران مىآوردند ، در كاشان او و برادرانش با وى ملاقات كردند . بعداً حاجى مذكور ( كه از فحول رجال بابيه به شمار آمد و در سال 1268 هجرى قمرى در واقعه‌ى تيراندازى به ناصرالدين‌شاه كشته شد ) تاريخى در ظهور باب ( به‌اضافه‌ى يك مقدمه‌ى استدلالى بر آن ) نوشت . چند سال بعد از آن ، در ايام بهاء ، ميرزا حسين همدانى آن تاريخ را تلخيص و تصحيح نموده ، تاريخ جديدش نام نهاد و بار ديگر آقا محمد قائنى جرح و تعديلى در آن داده بسيارى از مطالب آن را حذف كرد . اين بنده عين آن نسخه را كه به خط آقا محمد بود در عشق‌آباد ديدم . بارى معهود ذهن‌ها چنان بود كه نسخه‌ى تاريخ حاجى ميرزا جانى از بين رفته و با تاريخ جديد هم در اصول مطالب اختلافى ندارد . پس از مدتى پروفسور ادوارد براون ، مستشرق معروف ، مدعى شد كه كتاب تاريخ حاجى ميرزا جانى را به‌دست آورده و چون بدان نسخه اعتمادى داشت مقدمه‌ى مفصلى در اول آن اظافه كرده در ليدن چاپ و در هر جا منتشر نمود . و نظر به اينكه