نمىدهند حكم آيه را به مورد سبب نزول آيه محدود مىسازند ، و على رغم آنكه عبارت آيات ، عام است آن را به همهء مردم تعميم نمىدهند .
به عنوان نمونه : آيات « ظهار » « 37 » كه در آغاز سورهء « مجادله » به چشم مىخورد - و داراى تعبيرى عامّ : الَّذِينَ يُظاهِرُونَ . . . » مىباشد - سبب نزول آن عبارت از جريانى بود كه ميان زن و شوهرى روى داد .
تفصيل قضيه اين است : مردى به نام « اوس بن صامت » « 38 » همسرى داشت به نام « خوله » دختر خويلد ( و يا خوله ، دختر حكيم بن ثعلبه ) و چون اوس بن صامت مردى عجول و تندرو بود و در يكى از ايام با عدم تمكنى همسرش از لحاظ زناشوئى مواجه گشت به شدت ناراحت و عصبى شد و به وى گفت :
« انت علىّ كظهر امّى » :
تو بر من به سان پشت مادرم بوده و بر من حرام هستى . « 39 »
هامش
37 - ظهار در دوران جاهلى به منزلهء « طلاق » در اسلام بود . و آنگاه كه صيغهء « ظهار » - به صورتى كه در متن ياد شده است - از سوى شوهر نسبت به زن جارى مىشد ، ميان آن دو رشتهء زن و شوهرى گسيخته مىگشت ، و از آن پس اين زن بر شوهر خود - براى هميشه - حرام بوده ، و هيچگاه شوهر نمىتوانست به او رجوع نموده و يا با او مجددا ازدواج كند . و براى نخستين بار بود كه پس از ظهور اسلام ميان زن و شوهر ياد شده ، مسئله « ظهار » روى داد ، و آن دو در صدد چاره جوئى برآمدند و مىخواستند پيوند خانوادگى را دوباره در زندگانيشان اعاده كنند ، و سر انجام - چنان كه خواهيم ديد - آياتى در جهت حل اين مشكل نازل شد ، و براى اعادهء اين پيوند گسيخته و خنثى كردن تحريم ابدى - كه با اجراى صيغهء « ظهار » آن دو براى هميشه از يكديگر بيگانه مىشدند - حكم كفارهء « ظهار » نازل شد كه پس از اجراى حكم كفاره نسبت به يكديگر حلال مىگشتند ( براى آگاهى بيشتر در مورد « ظهار » و احكام و شرائط آن رجوع كنيد به : جواهر الكلام 33 / 97 تا 295 . الروضة البهية 6 / 117 تا 142 . كشاف اصطلاحات الفنون ، ذيل كلمهء « ظهار » . لغت نامه دهخدا ، 19 / 22 ، 23 ) .
38 - از اين مرد به عنوان « سلمة بن صخر » نيز ياد كردهاند ( رك : الاتقان 1 / 50 ) .
39 - كلمهء « ظهار » ، مصدر « ظاهر » و مشتق از « ظهر » به معنى پشت است ، و چنان كه ديديم صيغهء « ظهار » بدين صورت اجراء مىشد كه شوهر به زن خود مىگفت : « انت علىّ كظهر امّى » و به خاطر آن براى رها كردن همسر و جدائى از او ، از كلمهء « ظهر » استفاده مىشد كه چون پشت ، محل و موضع سوار شدن است و زن به هنگام زناشوئى ، مركوب شوهر است . بنابراين سوارشدن و برآمدن بر مادر از سوار شدن بر چهارپا استعاره شده و آنگاه سوار شدن بر همسر به هنگام زناشوئى به سوارشدن بر مادر تشبيه شده كه چنين كارى ممنوع و حرام است . بنابراين در صيغهء « ظهار » استعارهء لطيفى جلب نظر مىكند .
ظهار - همانگونه كه اشاره شد - در دوران جاهلى موجب حرمت دائمى زن و شوهر نسبت به يكديگر بود كه اسلام ، اصل « ظهار » را تحريم كرد ( رك : جواهر الكلام 33 / 96 . الروضة البهية 6 / 117 ) .
( 1 ) سزا است يادآور شويم كه در ميان تمام سوره هاى قرآن كريم - ظاهرا - تنها سورهاى كه در تمام آيات آن ، لفظ جلاله ، يعنى « اللَّه » يك بار و يا چند بار به كار رفته همين سورهء مجادله است ( رك : هامش « مسالك الافهام » : جواد كاظمى 2 / 92 . ضمنا يادآور مىشود كه اين بنده نيز قبل از مراجعه به هامش « مسالك » ، اين نكته را از يكى از دوستان شنيده بودم ، و از پيش به سورهء مجادله نگريستم و ديدم همانگونه است كه ياد آورى كرده بود ، يعنى در همهء آيات آن حد اقل يك بار لفظ جلاله ديده مىشود ) .