مسكين و بينوا :
- وقتى اين پنج نفر [ كنار غذا ] نشستند ، نخستين لقمهاى كه على ( عليه السلام ) پاره كرد مرد مسكين و بينوائى كنار در خانه آمد و گفت : « السلام عليكم يا اهل بيت محمد » ، من يكى از مساكين و بينوايان مسلمان هستم ، مرا به غذا مهمان كنيد كه خداوند شما را بر سر خوان بهشتى به مهمانى فرا خواند . على ( عليه السلام ) لقمه از دست بر روى زمين نهاد و گفت :
فاطم ذا المجد و اليقين
يا بنت خير النّاس اجمعين
اما ترين البائس المسكين
قد قام بالباب له حنين
يشكو الينا جائع حزين
كلّ امرى بكسبه رهين
- اى فاطمه كه برخوردار از عظمت و يقين در ايمان هستى ، اى دختر كسى كه از همهء مردم بهتر مىباشد .
- آيا اين دردمند بينوا را نمىبينى كه كنار در منزل ايستاده و مىنالد ؟
- فردى گرسنه و اندوهگين شكوه نزد ما آورده ، بايد بدانيم هر فردى در گرو اعمال خود مىباشد .
فاطمهء زهرا ( سلام اللَّه عليها ) در پاسخ عرض كرد :
امرك سمعا يابن عمّ طاعة
ما فىّ من لوم و لا وضاعة
اطعمه و لا ابالى السّاعة
ارجو اذا اشبعت ذا مجاعة
ان الحق الاخيار و الجماعة
و ادخل الخلد و لى شفاعة
- اى پسر عمو ! گوشم به فرمان تو است ، و از امر تو اطاعت مىكنم ، در من بخل و فرومايگى وجود ندارد .
- او را اطعام خواهم كرد تا در سايهء آن مرا نسبت به لحظهء وقوع قيامت باكى نباشد ، اين اميد را در سر مىپرورانم كه آنگاه گرسنگى زدهاى را سير مىگردانم .
- به نيكان و جماعت [ پاكان ] بپيوندم و بر بهشت جاويد درآيم و مرا براى ديگران شفاعت باشد .
فاطمهء زهراء ( سلام اللَّه عليها ) محتواى سفره را به آن مرد بينوا داد ، و شب را در حالى كه گرسنه بودند به سر بردند و بامدادان را با روزه افتتاح كردند و جز آب چيزى نچشيده بودند .
يتيم :
- صبحگاهان فاطمه ( سلام اللَّه عليها ) يك سوم ديگر از پشمها را ريسندگى كرد و