مىآورى ؟ ! پيدا است كه اين گونه خطاب كه با آميزهاى از اهانت فرم يافته است - در صورتى كه احساس نمىكرد كه رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نسبت به او در حال نگرانى و ترديد به سر مىبرد - از عايشه صادر نمىشد . گذشته از اينها در روايت عمر صريحا آمده است كه مىگفت : از پى سخنانى كه مردم در بارهء عايشه ميان خود رد و بدل مىكردند در قلب آن حضرت نسبت به عايشه ترديد و نگرانى وجود داشت .
خلاصه آنكه : در تمام روايات مورد بحث نكتهاى غير قابل ترديد وجود دارد مبنى بر اينكه تا زمان نزول آيات افك ، رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نسبت به عايشه نظر ناخوشآيند و ترديدآميزى داشت . لكن اين مطلبى است كه بايد در بارهء آن گفت : آنحضرت برتر از آن بود كه دچار چنين ترديد و نگرانى نسبت به عايشه گردد . چگونه ممكن است كه اين احساس ناخوش و سوء ظن در قلب آنحضرت به هم رسد در حالى كه خداوند متعال فرموده است :
« لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوه ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَقالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ » .
خداى متعال مؤمنين و مؤمنات را - به خاطر سوء ظن و مردود نساختن شنيده هاى خود در رابطه با افك - مورد توبيخ قرار مىدهد . چون يكى از لوازم ايمان عبارت از حسن ظن نسبت به مؤمنين مىباشد ، و نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) از هر كسى شايسته تر است كه همبستگى خود را با حسن ظن حفظ كرده و از سوء ظنى كه از گناهان به شمار مىرود بپرهيزد ، به خصوص كه داراى مقام نبوت و عصمت الهى بوده است .
به علاوه مىبينيم خداوند متعال بر اتصاف آنحضرت به حسن ظن تصريح كرده و فرموده است :
« وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّه وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّه لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ( توبه : 61 ) :
پارهاى از اين منافقين كسانى هستند كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را با دست و زبان مىآزارند و مىگويند : او گوش شنوايى است . اى پيامبر ، بگو : گوش شنوا خير است و به آنچه خير شما در آن است گوش فرا مىدهد ، يا اينكه سخن خوب مىشنود و بدان عمل مىكند . داشتن چنين حالتى به هيچوجه بد و زيان نمىرساند ، لذا جز خبر راستينى را كه از جانب خدا به او مىرسد پذيرا نيست و نيز فقط مؤمنين را در
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٣٣