تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
روايات از جهت مضامين اين قضيه به چشم مىخورد . اين راويان كه قضيهء افك را از عايشه نقل كرده‌اند عبارتند از : عمر ، ابن عباس ، ابى هريره ، ابى اليسر انصارى ، ام رومان : مادر عايشه و ديگران كه تفاوتهائى در پاره‌اى از جزئيات قضيه در آنها ديده مىشود . « 75 » دوم - روايت مربوط به افك در رابطه با ماريه : در روايتى كه قبلا ياد كرديم كسى كه مورد تهمت واقع شد عايشه بوده است . امّا در پاره‌اى از روايات آمده كه ماريه قبطيه ، مادر ابراهيم در قضيهء افك آماج تهمت قرار گرفت ، ماريه را مقوقس ، پادشاه مصر به نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) اهداء نمود . در تفسير على بن ابراهيم قمى ، ذيل آيهء : « إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ . . . » آمده است كه عامه يعنى اهل سنت روايت كرده‌اند : آيه در بارهء عايشه و تهمتى - كه عايشه در غزوهء بنى المصطلق از سوى قبيله خراعه بدان متهم گرديد نازل شد . اما خاصه و شيعه روايت كرده‌اند كه آيه در بارهء ماريهء قبطيه و تهمتى كه عايشه بر او وارد ساخت نازل گرديد . جريان قضيه در رابطه با ماريه را زراره از امام صادق ( عليه السلام ) چنين بازگو كرده است كه فرمود : از امام باقر ( عليه السلام ) شنيدم كه مىفرمود : آنگاه كه ابراهيم ، فرزند خردسال رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) از دنيا رفت آنحضرت به شدت از اين حادثه افسرده خاطر و اندوهگين گشت . عايشه به آنحضرت گفت : چه موجب و انگيزه‌اى ترا در بارهء وفات ابراهيم محزون مىسازد ، او فرزند جريح است [ نه فرزند تو ] . رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) امير المؤمنين على ( عليه السلام ) را مأمور كرد كه جريح را به قتل رساند . على ( عليه السلام ) در حالى كه شمشير را با خود گرفته بود براى انجام اين مأموريت به راه افتاد . جريح قبطى در باغى به سر مىبرد ، على ( عليه السلام ) در باغ را كوبيد . جريح پيش آمد تا در را بگشايد ، اما وقتى كه در چهرهء امير المؤمنين آثار غضب را مشاهده نمود عقب نشينى كرده و در باغ را به روى او باز نكرد . على ( عليه السلام ) بر روى ديوار باغ جهيد و در باغ فرود آمد و به تعقيب جريح پرداخت و جريح نيز رو به فرار گذاشت ، از ترس آنكه مبادا آنحضرت به او برسد بر درخت خرمائى بالا رفت . على ( عليه السلام ) نيز به دنبال او بر
هامش
75 - در كل اين قضيه بنگريد به : مجمع البيان 7 / 130 ، 131 . روض الجنان 7 / 227 - 229 . الميزان ، ط دار الكتب الاسلاميه 15 / 104 - 109 . كشف الاسرار 6 / 499 - 509 .