تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
بطون هلال بن عامر است و گويند كه زيد العجاج بن فاضل كه در شمار رجال هلال مذكور است از ايشان است و درست آن است كه طرود از فرزندان فهم بن عمر بن قيس بن غيلان ، و در شمار ايشان است . طرود همپيمانان دلاج بود سپس از ايشان ببريد و با آل ملاعب همپيمان شد . از بطون حكيم است : آل حسين و نوال و مقعد و جميعات . و من از چگونگى پيوند نسبشان بىخبرم . و از ايشان است بنى نمير بن حكيم و نمير را دو بطن است : ملاعب و احمد و از احمد است بنى محمد و بطين و از ملاعب است بنى هيكل بن ملاعب . ايشان فرزندان زمام و فريات‌اند [ 1 ] و فرزندان مياس و فرزندان فائد و از فرزندان فائد است صرح و مدافعه و فرزندان يعقوب بن عبد اللّه بن كثير بن حرقوص بن فائد و رياست حكيم در ميان ايشان است . مواطن بطون حكيم در اين عهد ميان سوسه و اجم است و كوچندگان ايشان برخى از اخلاف بنى كعب‌اند و گاه از احلاف فرزندان ابى الليل و گاه از اخلاف اولاد مهلهل و رياستشان در ميان بنى يعقوب بن القوس است و از ايشان است : يعقوب بن عبد السلام بن يعقوب كه شيخ آنهاست و در ايام اللحيانى شورش كرد و به نزد سلطان ابو يحيى در ثغر غربى افريقيه به بجايه و قسنطينه رفت و در زمرهء ياران او قرار گرفت . پس هنگامى كه تونس را تصرف كرد او را بر قومش رياست بخشيد و مقام او از ديگر همگنان فراتر بود . بنى كعب بر او حسد بردند و حمزه از اعشاش و محمد بن حامد بن يزيد را بر انگيخت تا او را در مجلس شورا بكشت . پس از او رياست به پسر عمش محمد بن مسكين بن عامر بن يعقوب بن القوس رسيد و جماعتى از پسر عموهايش به منازعه برخاستند يا خود را رديف او پنداشتند . از ايشان بود سجيم بن سليمان بن يعقوب . او در واقعهء طريف در خدمت سلطان ابو الحسن بود و مردانگيها نمود و نيز از ايشان بود ابو الهول و ابو القاسم پسران يعقوب بن عبد السلام . ابو الهول از مناصحان سلطان ابو الحسن بود ، در هنگامى كه بنى سليم بر ضد او متحد شدند و او را با فرزندان مهلهل به خروج از قيروان وا داشتند و او به همراه ايشان به سوسه رفت . و از ايشان است بو زيد بن عمر بن يعقوب و پسرش خليفه . محمد بن مسكين همچنان در ايام سلطان ابو يحيى در مقام رياست بود و با او آميزش داشت و نيكخواه او بود . چون بمرد پسر برادرش خليفة بن عبد اللّه بن مسكين به جاى او قرار گرفت . او از مشايخى بود كه سلطان ابو الحسن در تونس پيش از واقعهء قيروان دستگير كرد . سپس او را آزاد نمود ، در حالى كه خود در قيروان به محاصره افتاده بود . چون عربها پس از واقعهء قيروان بر آن نواحى دست يافتند ، بنى مسكين بر سوسه مستولى شدند . سلطان نيز سوسه را به اقطاع اين خليفه داد و در تصرف او باقى ماند . و خليفه هلاك شد و رياست حكيم بر عهدهء پسر عم او عامر بن محمد بن مسكين
هامش
[ ( 1 ) ] در چند نسخه : فرنات .