مىشود و همچنان تا دشتها و تپهها گسترده است . دره درعه به سوى مغرب پيش مىرود تا در بلاد سوس به ريگستان مىپيوندد . قلعههاى درعه در اين وادى جاى دارد و درهء ديگرى است كه به سوى مشرق پيش مىرود تا در نزديكى تيكورارين و در ناحيهء جنوبى آن به ريگستان مىپيوندد . در اين دره در جهت مغرب قلعههاى توات است و پس از آن تمنطيت است و پس از آن ركان در نزديكى ركان دره به ريگستان مىپيوندد . در شمال ركان قلاع تسابيت است و در شمال شرقى آن قلاع تيكورارين قرار دارد و همهء اينها در آن سوى عرق الرمل است . جبال درن جبالى عظيم است از اسفى تا تازى به منزلهء ديوارى در برابر مغرب اقصى . در جانب جنوبى آن جبل نكيسه است از آن صنهاجه و پايان آن جبل ابن حميدى است از جانب هسكوره . سپس از اينجا جبال ديگرى موازى با آن قرار دارد تا منتهى شود به ساحل بادس از درياى روم و مغرب چونان جزيرهاى است محاط ميان كوهها از سوى جنوب و مشرق و مغرب و شمال .
در اين كوهها و جلگههايى كه ميان آنهاست اممى از بربر زندگى مىكنند كه شمار ايشان را جز آفريدگارشان نمىداند . راهها از ميان اين كوهها به مغرب منحصر و معدود است و سراسر آن را قبايل فرا گرفتهاند . سرآغاز رود درعه از صحرا و ريگستانهاى ميان سجلماسه و بلاد سوس است و ادامه مىيابد تا ما بين نون و وادان به دريا مىريزد . در دو سوى آن قلاع بسيار و نخلستانهاست . قاعدهء آن شهر تا دنست [ 1 ] است كه شهر بزرگى است و مقصد بازرگانان است .
فرزندان حسين را بر اين وطن و همهء كسانى كه در آنجا سكنا دارند از قبايل بربر و غير ايشان استيلاست و در آنجا از سوى سلطان اقطاعاتى براى جمع آورى خراج آنها معين شده است .
شبانات از فرزندان حسان در جانب غربى مجاور ايشان جاى دارند و از اين رو از درعه پارهاى خراجها مىستانند .
اما احلاف ذوى منصور ، عمارنه و منبات هستند . مواطنشان مجاور فرزندان حسين از جانب شرقى است . از جولانگاههاى آنها در صحرا تا تافيلالت و صحراى آن و آنان را در ارتفاعات ملويه و قلاع وطاط و تازى و بطويه و غساسه نيز حقوقى است و در آنجا از سوى سلطان اقطاعاتى به آنان واگذار شده . ميان ايشان و فرزندان حسين اختلاف است . تنها عصبيت است كه آنان را به هم پيوند داده است . رياست عمار نه در فرزندان مظفر بن ثابت بن مخلف بن عمران است . شيخ ايشان در عهد سلطان ابو عنان طلحة بن مظفر و پسرش زبير است و در اين عهد شيخ ايشان محمد بن زبير و برادرش موسى است . فرزندان عماره بن فلان بن مخلف در رياست رديف ايشاناند و از آن جمله است محمد العابد . يكى از ايشان در اين عهد سليمان بن ناجى بن عماره است كه به طلب قوت به صحرا مىرود و كاروانها و قلاع صحرا را از تعرض نگه
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءA: تيديسى : آمده است .