تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
در آن نواحى بودند هيچ مسافرى جز به اجازهء ايشان و پرداخت مالى كه مقرر كرده بودند حق عبور نداشت . ذوى عبيد اللّه را دو بطن است : هداج و خراج . هداج از فرزندان هراج بن مطرف بن عبيد اللّه‌اند و رياستشان در فرزندان عبد الملك بن فرج بن على بن بو الريش بن نهار بن عثمان بن خراج است . و از آن ميان در فرزندان عيسى بن عبد الملك و يعقوب بن عبد الملك و يغمور بن عبد الملك است . در عهد سلطان ابو الحسن ، شيخ ايشان يعقوب بن يغمور بود . چون بر تلمسان غلبه يافت اينان را به خدمت در آورد . يحيى بن العز از رجال بنى يزناسن [ 1 ] ، در جبال مشرف بروجده مىزيست . او را در خدمات دولتى مقام رفيع است . به سلطان ابو الحسن پيوست و او را به تصرف قصور ( قلاع ) آن صحرا برانگيخت . سلطان نيز او را با آن اعراب و لشكرى كه بسيج كرده بود بفرستاد و خود با ايشان به درون صحرا رفت و آن قلاع را در تصرف آورد و بر سراسر آن بلاد مستولى گرديد . ولى با ذوى عبيد اللّه راه خلاف پيش گرفت ، بدين گونه كه املاكشان را بستد و با ايشان رفتارى ناپسند كرد . پس برجستند و سلطان را در خيمه‌اش به قتل رسانيدند و لشكرگاهش را كه با او بود غارت كردند و سر از فرمان بر تافتند . يعقوب بن يغمور چندى در صحرا سرگردان بماند و پس از چندى بازگشت . چون دولت بنى عبد الواد باز گرديد ، از روى صدق بدان گردن نهاد و همچنان بر آن حال ببود تا عمرش به پايان آمد . پس از يعقوب پسرش طلحه به جايش نشست . در ايام خلاف يعقوب و شورش او يكى از اهل بيت او يعنى منصور بن يعقوب بن عبد الملك و پسرش رحورا بعد از او رئيس امور خراج كرد . چون ابو حمو آمد طلحه به خدمت او رفت و با او در آميخت و از سوى او شيخ قوم خود شد . در اين عهد رياستشان ميان رحو بن منصور بن يعقوب بن عبد الملك و طلحة بن يعقوب تقسيم شده بود و گاه نيز ميانشان نزاعى در مىگرفت . ايشان را بطون بسيار است : جعاونه از جعوان بن خراج و غسل از غاسل بن خراج و مطارفه از مطرف بن خراج و عثامنه از عثمان بن خراج . با ايشان جماعتى هستند كه در كوچ به سر مىبرند اينان را مهايه گويند . كه به مهاية بن عياض منسوب‌اند - چنان كه گفتيم - و گاه به مهيا بن مطرف بن خراج . اما هداج ، از فرزندان هداج بن مهدى بن محمد بن عبيد اللّه‌اند . مواطنشان در ناحيهء مغرب مواطن خراج است و مجاور ذوى منصور . تا وريرت و متعلقات آن از ايشان است . اينان بيشتر در خدمت بنى مرين هستند و اقطاعاتشان از دست ايشان است و مواطنشان زير فرمان ايشان . گاه نيز - و لو اندك - به بنى عبد الواد گرايش مىيابند . در برخى مواقع رياستشان در
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخه‌ها يرناسن هم آمده است .