زدند و بر بخش بزرگى از بيابانهاى آن غلبه يافتند . و در باقى ايام حياتشان با زناته همپيمان گرديدند . جماعت اندكى از ايشان در افريقيه باقى ماندند و در بنى كعب بن سليم مندرج شدند .
چون زناته بلاد مغرب را گرفتند و به شهرها در آمدند ، قبايل معقل در باديه ماندند و نمىكردند و دژهايى را كه زناته در صحرا پى افكنده بود چون قصور سوس در مغرب و توات و بوده و تاتمنطيت و ركان و تسابيت و تيكورارين را در مشرق تصرف كردند . هر يك از اينها وطنگاهى است مشتمل بر قصرهاى بسيار ، داراى نخلها و رودها و بيشتر ساكنانشان از زناتهاند و بر سر رياست ميانشان جنگها و فتنههاست . عربهاى معقل اين وطنگاهها را درنورديدند و بر همه باج نهادند و چنان ميزان انواع خراجها را بالا بردند كه گويى اصل ملك از آن آنهاست .
عربهاى معقل ، بدان سبب كه از سوى موحدين و بعد از آنان از سوى زناته در آن حدود پادگانهايى بود ، به قوافل سجلماسه و ديگر قبايل بلاد سودان آزارى نمىرسانيدند و در مقابل از جانب آن دولتها بر ايشان اقطاعاتى معين شده بود تا بتوانند از مزاياى آنها سود برند و همواره خود را زير دست به شمار آورند . در ميان ايشان از عربهاى سليم و خاندان سعيد از رياح ، و خاندان عمور از اثبج مىزيستند ولى شمارشان اندك بود و آنچه سبب افزون شدن شمارشان گرديده بود جماعات ديگرى از ديگر قبايل بودند كه با آنان هم نسب بودند ولى با ايشان مىزيستند و در ميان ايشان از قبايل فرازه و اشجع احياء بسيار بود . همچنين شظه از كرفه و مهايه از عياض و شعراء از حصين و صباح از اخضر و نيز از بنى سليم و غير ايشان فراواناند .
اما انسابشان در نزد همگان پنهان و ناشناخته است . نسب شناسان عرب از بنى هلال آنان را از بطون هلال شمارند و اين درست نيست . اينان مىپندارند نسب به اهل بيت مىرسانند و به جعفر بن ابى طالب منسوباند و اين هم سخنى نادرست است . زيرا طالبيين و هاشميين اهل باديه نبودهاند . صحيح اين است - و خدا داناتر است - كه ايشان از اعراب يمن هستند زيرا در اعراب يمن دو بطن است كه هر يك را معقل نامند . ابن الكلبى و ديگران از آن دو بطن ياد كردهاند : يكى از قضاعة بن مالك بن حمير است به نام معقل بن كعب بن عليم بن جناب بن هبل بن عبد اللّه بن كنانة بن بكر بن عوف بن عذرة بن زيد اللات بن رفيدة بن ثور بن كعب بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه و ديگر از بنى الحارث بن كعب بن عمرو بن علة بن جلد بن مذحج و نام او مالك بن ادد بن زبد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان و او معقل است و نامش ربيعة بن كعب بن ربيعة بن كعب بن الحارث است . درست تر آن است كه از اين بطن دوم باشند كه از مذحجاند و نام او ربيعه بود . اهل اخبار آنها را از بطون هلال كه به افريقيه رفتهاند ، شمردهاند . زيرا مواطن بنى الحارث بن كعب نزديك به بحرين است . آنجا كه اين اعراب پيش از داخل شدنشان به افريقيه با قرمطيان مىزيستهاند .
ابن سعيد نيز اين قول را تأييد مىكند . بنا بر قول او مذحج در حوالى جبال يمن بودهاند .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: ابن خلدون
ص٥٩