تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
خود در آورد . گاه نيز بدان سبب كه برخى از آنان با خاندان خويش نمىتوانند كوچ كنند با آن بربرها زندگى مىكنند . ايشان را چند بطن است : فرزندان خليفه و حمانقه و شريفه و سحارى و ذوى زيان و فرزندان سليمان . رياستشان در خاندان خليفة بن النضر بن عروه است . و در اين زمان بر عهدهء محمد بن زيان بن عسكر بن خليفه است و رديف او سمعون بن ابى يحيى بن خليفه بن عسكر است . بيشتر سحارى در جبل مشنتل زندگى مىكنند آن گروه از فرزندان نضر كه به طلب قوت در سير و سفرند ، احلاف زغبه‌اند و گاه با آنان در جنگها شركت مىجويند . گاه نيز با بنى عامر يار مىشوند و اين به هنگامى بود كه ميان آنان و سويد نزاع در گرفته بود . پيوندشان با بنى عامر چنان كه خود مىپندارند به وسيله آل قحافه است . من از مشايخشان شنيدم كه قحافه پدر ايشان نيست بلكه نام واديى است كه در قديم به عنوان حليف ساكنان آن بوده‌اند . گاه سويد را بر ضد بنى عامر يارى مىنمايند ولى اين كار بندرت انجام مىگيرد . بيشتر اوقات با مسلم و سعيد از بنى رياح الفت مىيابند و گاه نيز با آنان به نزاع برمىخيزند و از دو سو خونها ريخته مىشود . اين بود بطون زغبه و آنچه از اخبار ايشان به ما رسيده بود و للّه الخلق و الأمر و هو رب العالمين .

خبر از معقل كه از بطون اين طبقه چهارم است و ذكر انساب و سرگذشت احوال ايشان

اين قبيله در اين عهد پر شمارترين قبايل عرب است و مواطنشان در بيابانهاى مغرب اقصى است ، مجاور بنى عامر - از زغبه - در ناحيه جنوبى تلمسان و از جانب غربى تا درياى محيط . ايشان را سه بطن است : ذوى عبيد اللّه و ذوى منصور و ذوى حسان . ذوى عبيد اللّه : جماعتى از ايشان مجاور بنى عامرند و مواطنشان ميان تلمسان و تاوريرت است در تل و آنچه روبروى آن است در ناحيهء جنوبى . مواطن ذوى منصور از تاوريرت است تا بلاد درعه . ايشان بر سراسر ملويه تا سجلماسه مستولى هستند و نيز بر درعه و آنچه محاذى آن است از تل چون تازى و غساسه و مكناسه و فاس و بلاد تادلا و معدن . مواطن ذوى حسان از درعه است تا بحر محيط . شيوخشان در بلد نول ، قاعدهء سوس سكونت دارند و بر سوس الاقصى و متعلقات آن مستولى شده‌اند . همهء اينها در ريگستانها در طلب قوت هستند و تا مواطن ملثمين از كداله و مسوفه و لمتونه پيش مىروند . اينان شمار اندكى بودند كه با عربهاى بنى هلال وارد مغرب شدند ، گويند شمارشان به دويست تن نمىرسيد . بنى سليم راه بر آنان گرفتند و از راه باز داشتند . قبايل معقل از روزگاران قديم با هلاليان پيوستگى داشتند . از اين رو در پايان مواطن ايشان آن قسمت كه در كنار ملويه و ريگستان تا فيلالت است فرود آمدند . در اين هنگام همسايهء زناته در بيابانهاى غربى بودند . از آن پس شمارشان روى به فزونى نهاد . در صحارى مغرب اقصى دست به آبادانى