تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
عباد بن منيع بن يعقوب بود . بنى حميد نيز از خود رئيس و شيخ داشتند ولى در زير دست شيخ بنى يعقوب بود . رياست بنى حميد در ميان فرزندان رباب بن حامد بن حجوش بن حجاز بن عبيد بن حميد بود . اينان را حجز مىناميدند . رياست در عهد يغمراسن از آن معروف بن سعيد بود و او در رياست چنان كه گفتيم رديف داود بن عطاف بود . ميان عثمان و داود بن عطاف خلافى پيش آمد و عثمان بر او خشم گرفت . و اين به هنگامى بود كه داود بن عطاف امير ابو زكريا پسر سلطان ابو اسحاق از آل ابى حفص را از آب گذرانيد امير ابو زكريا در اين هنگام از تلمسان گريخته بود تا بر خليفه در تونس خروج كند - عثمان بن يغمراسن كه در بيعت خليفه بود آهنگ آن داشت كه او را باز گرداند ولى داود كه ابو زكريا را پناه داده بود ، مانع آمد و با ابو زكريا در حركت آمد تا به عطية بن سليمان از شيوخ دواوده پيوست و بر بجايه و قسنطينه غلبه يافت . و ما در اخبار ايشان خواهم آورد . داود را به پاداش اين عملش از بلاد حمزه جايى را به نام كداره به اقطاع دادند . داود در آنجا اقامت گزيد . تا آن هنگام كه يوسف بن يعقوب به تلمسان آمد و آنجا را در محاصره گرفت . داود بدان اميد كه در نزد او بهره‌اى يابد به دو پيوست . صاحب بجايه نامه‌اى به او داده بود كه به يوسف بن يعقوب دهد . پس در باب او به شك افتاد و چون باز مىگشت سوارانى از پى او فرستاد تا در ميان بنى يبقى [ 1 ] كشتندش . پسرش سعيد به رياست قوم رسيد . به سبب روابطى كه ميان بنى مرين با پدرش بود كه فرزندان عثمان بن يغمراسن آن را رعايت مىكردند ، آنان را با قومشان به مواطنشان باز گردانيدند . در ايام غيبت ايشان فرزندان معرف بن سعيد را هواى رياست بنى عامر در سر افتاده بود و هر كس جايى را تصرف كرده بود بنى معرف به سبب آنكه راه خلاف نمىپيمودند مورد توجه دولت واقع شده بودند . بدين سبب سعيد بن داود به بنى مرين گرايش يافت . سعيد بن داود به بنى مرين گرايش يافت . سعيد بن داود نزد سلطان ابو ثابت از ملوك بنى مرين رفت و از او اميد يارى داشت ولى در نزد او مقامى نيافت و به نزد قوم خود باز گرديد . با وجود اين حوادث ، همچنان يكى از احياء مجموع و معتبر در آن سامان بودند و همواره ستارهء اقبالشان در درخشيدن بود . تا آنگاه كه ابراهيم بن يعقوب بن معرف با سعيد بن داود دشمنى آغاز نهاد و به قتلش آورد . ماضى بن روان از فرزندان معرف بن عامر عهده‌دار قتل او شده بود . بنى رباب همه ، به انتقام خون او برخاستند . از آن پس ميان بنى عامر تفرقه افتاد و به دو حى تقسيم شدند : بنى يعقوب و بنى حميد . اين افتراق در عهد ابو حمو موسى بن عثمان زيانى بود پس از سعيد امور بنى يعقوب را پسرش عثمان بن سعيد بر عهده گرفت . پس از چندى ابراهيم بن يعقوب شيخ بنى حميد به هلاكت رسيد
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهء : ليقى .