تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
يحيى و سباع بن يحيى بن دريد بن مسعود و حداد بن مولاهم بن خنفر بن مسعود و فضل بن ميمون بن دريد بن مسعود و دريد بن تازير شيخ خاندان نابت از كرفه ، فراخواند و همه را به محض ورودشان بگرفت و در زرايه آنجا كه با ابو اسحاق برادرش و ابو القاسم ابى زيد بن ابى حفص كه آنان را به خروج بر ضد دولت فرا خوانده بود ، بيعت كرده بودند گردن زد . خاندانهايى كه در حال كوچ بودند پراكنده شدند و از برابر او گريختند و او ايشان را تا اقصاى زاب تعقيب كرد . شبل بن موسى ، پسر خردسال خود سباع را پس از خود بر جاى گذاشت . عمش مولاهم بن موسى سرپرستى او را به عهده گرفت و بار ديگر رياست به ميان ايشان باز گشت . سباع هم چون بمرد از او طفلى خردسال بر جاى ماند به نام يحيى . عمش طلحة بن يحيى او را كفالت نمود . بقايايشان به ملوك زناته به مغرب پيوستند و فرزندان محمد نيز نزد يعقوب بن عبد الحق به فاس رفتند و فرزندان سباع بن يحيى به يغمراسن بن زيان به تلمسان . يغمراسن ايشان را جامه و مركب داد . چون تن و توشى يافتند سر به عصيان برداشتند و به مواطن خويش راندند و بر اطراف زاب غلبه يافتند و اركلان و قصور ريغ ميان خود تقسيم كردند . سپس آنها را تسليم موحدين نمودند . آنگاه به بلاد زاب راندند . عامل زاب ابو سعيد عثمان بن محمد بن عثمان معروف به ابن عتو از رؤساى موحدين براى راندن ايشان سپاه گرد آورد . جايگاه او در مقره بود . از زاب لشكرى به سوى ايشان راند . و چون نبرد آغاز شد او را در قطاوه كشتند و بر زاب و ضواحى آن در آن عهد غلبه يافتند . آنگاه به سوى جبل اوراس راندند و بر قبايلى كه در آنجا بودند استيلا جستند . سپس به تل روى آوردند . فرزندان عساكر كه در آن نواحى بودند لشكر گرد آوردند . رئيس ايشان موسى بن ماضى بن مهدى بن عساكر بود . او ياران خود را از ميان قومش و همپيمانانش چون عياض و غير ايشان گرد آورد و به حركت آمد . فرزندان مسعود بر ايشان غلبه يافتند و شيخ ايشان موسى بن ماضى را كشتند و سراسر مواطنشان را در تصرف آوردند . سپس دولت ، اعمال ايشان را تلافى كرد ، بدين گونه كه آنان را بر كشيد و استمالت كرد و بلادى را كه در جبل اوراس و زاب تصرف كرده بودند به اقطاع ايشان داد . علاوه بر اين بلادى را كه در بسيط غربى جبل اوراس بود و حصنه‌اش مىناميدند و شامل نقاوس و مقره و مسيله مىشد به ايشان سپرد . سپس اقطاع مسيله را به سباع بن شبل بن يحيى اختصاص داد و آن اقطاع سهم فرزندان او شد و اقطاع مقره به احمد بن عمر بن محمد اختصاص يافت . او پسر عم شبل بن موسى بن سباع بود و نقاوس ويژهء اولاد عساكر شد . سپس سباع بن شبل به هلاكت رسيد و پسرش عثمان رياست يافت او به الحاكم شهرت داشت . فرزندان عمويش : على بن احمد بن عمر بن محمد بن مسعود و سليمان بن على بن سباع بن يحيى بن دريد بن مسعود بر سر رياست با او به منازعه پرداختند . جمع بنى مسعود پراكنده گرديد و همه به دو فرقه تقسيم شدند : يكى فرزندان محمد بن مسعود و يكى فرزندان سباع بن يحيى و تا به امروز بر همين حال‌اند
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 37 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى