تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
ميمون بن يعقوب بن عريف بن يعقوب بن يوسف و پيوستگان ايشان ، فرزندان عيسى بن رحاب بن يوسف . اينان مىپندارند كه به بنى سليم منسوب‌اند و از فرزندان قوس بن سليم هستند . درست اين است كه آنان همپيمانان بنى رياح‌اند و در جوار ايشان . با فرزندان يوسف لايه‌هايى از عرب هستند موسوم به مخادمه و غيوث و بحور . مخادمه و غيوث از فرزندان مخدم‌اند از فرزندان مشرق بن اثبج . اما بحور در ميان ايشان است بعضى از بربرهاى لواته و زناته يكى از بطون آنهاست . از نفاث نيز در ميان آنها هست . اما نفاث ، از بطون جذام است و ذكرشان خواهد آمد . اما زناره از بطون لواته است ، چنان كه ياد كرديم . و در بنى جابر در تادلا بسيارى از آنها زندگى مىكنند و بسيارى از ايشان در عهد بنى الاحمر سلطان زنارى به آن سوى آب مهاجرت كردند و در جهاد صاحب آثارى بودند . گويند كه شمار كثيرى از ايشان در سرزمين مصر و صعيد زيستن دارند . و اما احلاف فرزندان محمد از دواوده بطنى از رياب بن سؤات بن عامر بن صعصعه‌اند . در شمار بنى رياح در آمده‌اند و با ايشان در طلب قوت شركت مىجويند و با ايشان پيمان مىبندند و در مهمات به ياريشان برمىخيزيند . اما احلاف فرزندان سباع بعضى از مسلم و خفرند و پيش از اين گفتيم كه بنى مسلم از فرزندان عقيل بن مرداس بن رياح برادر حواز بن رياح‌اند بعضى خود را منسوب به زياد ابن العوام مىكنند و اين غلط است . بعضى كه اين انتساب را انكار مىكنند گويند كه مسلم منسوب به زبير بن المهايه است كه از بطون عياض به شمار است و ما از او ياد كرديم . رياستشان در فرزندان جماعة بن سالم بن حماد بن مسلم است و در ميان فرزندان شكر بن حامد بن كسلان بن غيث بن رحال بن جماعه و نيز ميان زرارة بن موسى بن قطران بن جماعه . اما اخضر ، مىگويند كه ايشان از فرزندان خضر بن عامرند ولى نه عامر بن صعصعه . زيرا فرزندان عامر بن صعصعه همه نزد نسب شناسان معروف‌اند شايد - و خدا داناتر است - كه عامر ديگرى باشد از فرزندان رياح . و شايد مراد از عامر ، عامر بن زبير بن مرداس باشد كه در بطون آنها آمده است . از اين قرار كه اولشان از خضر است و ايشان فرزندان مالك بن طريف بن مالك بن حفصة بن قيس بن غيلان‌اند . صاحب اغانى از ايشان ياد كرده است و گويد آنان را خضر مىگفتند به سبب سياهى رنگ پوست آنان و عرب اسود را اخضر مىگويد و گويد كه مالك سبزهء تند بود پسرانش نيز به خودش شباهت داشتند . رياستشان در فرزندان ثامر بن على بن تمام بن عمار بن خضر بن عامر بن رياح بود . و در ميان فرزندان ثامر بن عامر بن صالح بن عامر بن عطية بن ثامر اختصاص داشت . و در ميان ايشان بطنى ديگر است از آن زائدة بن تمام بن عمار . در رياح نيز بطنى است از عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار . كه با بدويان ايشان در كوچ هستند . اما از بنى رياح جمعى در بلاد هبط فرود آمدند . المنصور ايشان را در آنجا فرود آورد و ايشان پس از رحلت رئيسشان مسعود بن زمام در آن مواطن زيستن گرفتند تا دولت موحدين
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 39 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى