به ميان دواوده فرستاد . او بر يعقوب بن على فرود آمد . يعقوب دختر برادر خود سعيد را به عقد او در آورد . چون برادرش ابو اسحاق بر بجايه دست يافت او را بر سدويكش امارت داد و او سالى چند در آن كار ببود ولى همواره در ميان دواوده مىزيست تا سال 776 كه جهان را بدرود گفت .
خبر از استيلاى سلطان ابو اسحاق ابراهيم دوم بر بجايه و باز گرداندن دعوت حفصيان
چون سلطان ابو عنان از قسنطينه به مغرب باز گرديد ، آن سال را بياسود و سال بعد به فرماندهى وزيرش سليمان بن داود لشكرى به افريقيه فرستاد . سليمان بن داود به نواحى قسنطينه راند .
ميمون بن على بن احمد نيز با او بود . ميمون بن على به جاى يعقوب رياست دواوده يافته بود .
همچنين عثمان بن يوسف بن سليمان شيخ اولاد سباع نيز با او بود . يوسف بن مزنى عامل زاب نيز در اين لشكركشى حضور داشت . وزير ، سليمان بن داود به فرمان سلطان ابو عنان سرزمينها را زير پى سپرد تا به پايان بونه رسيد و باج و خراج هر چه بود گرد آورد و به مغرب باز گرديد . پس از ورود او سلطان ابو عنان در سال 759 درگذشت و اوضاع مغرب پريشان گرديد .
و چون برادرش سلطان ابو سالم زمام حكومت به دست گرفت - چنان كه خواهيم گفت - امور مملكت استقامت گرفت . مردم بجايه با عامل خود يحيى بن ميمون كه از خواص سلطان ابو عنان بود به سبب سوء تدبير و شدت سطوت و ستمگرى او سر خلاف داشتند . پس با ابو محمد بن تافراكين با آنكه از آنان دور بود نهانى گفتگو كردند كه او را از ميان بردارد . سلطان ابو اسحاق هر چه نياز داشتند از سپاه و ساز جنگ بر ايشان بفرستاد و خود نيز با پسرش ابو عبد اللّه از تونس حركت كرد . يعقوب بن على با ايشان ديدار كرد و در آن مهم ياريشان نمود . برادرش ابو دينار نيز در زمرهء آنان بود . چون بر بجايه مشرف شدند مردم بر عامل خود يحيى بن ميمون بشوريدند .
يحيى ، از آغاز سلطنت سلطان ابو عنان عامل بجايه بود . او و همهء قومش را دستگير كردند و با كشتى به تونس فرستادند . ابو محمد بن تافراكين آنان را به زندان فرستاد ولى بر ايشان راتبه و ارزاق معين كرد و پس از چندى بر ايشان منت نهاد و آزادشان ساخت و به مغرب گسيل داشت . سلطان ابو اسحاق به سال 761 به بجايه داخل شد و خود زمام حكم به دست گرفت و حاجب او ابو محمد بن تافراكين امور مملكت او را در تونس تدبير مىكرد . سپس فرزند او را فراخواند و ابو محمد عبد الواحد بن اكمازير از مشايخ موحدين را به وزارت سلطان منصوب نمود . در بجايه مردى به نام على بن صالح از اوباش بجايه به انجام امور وزير قيام كرد . اشرار به گرد او جمع شدند و بدين گونه شوكت و قدرتى به هم زد تا عاقبت - چنان كه خواهيم گفت - بر دولت غلبه يافتند .