بونه لشكر فرستاد و آن شهر را نيز به فرمان خود در آورد . عمال تونس از آنجا گريختند . سلطان ابو عنان چون بر آن نواحى مستولى شد منشور امارت قسنطينه را به منصور بن خلوف شيخ - بنى يابان ، از قبايل بنى مرين - داد . سپس رسولان خود نزد ابو محمد بن تافراكين فرستاد و از او خواست كه به فرمان آيد و تونس را به او سپارد . ابن تافراكين رسولان او را باز گردانيد .
آنگاه سلطان خود مولا ابو اسحاق را با فرزندان ابو الليل و عربهايى كه بر آنان وابسته بودند با سپاهى كه بسيج كرد با آلت وعدت به حركت آورد و خود در تونس ماند . ابو عنان نيز لشكر خود بياراست . فرزندان مهلهل نزد او رسولان فرستادند و به اين جنگ تحريضش كردند .
ابو عنان به سردارى يحيى بن رحو بن تاشفين بن معطى صاحب شورا در مجلسش همراه با بنى مهلهل لشكرى از راه خشكى روانه ساخت و ناوگان جنگى خويش را به سردارى محمد بن يوسف معروف به الابكم - از بنى الاحمر ملوك اندلس در آن عهد - گسيل فرمود ، ناوگان پيش افتادند و به سواحل تونس در آمدند و يك روز يا كمتر از يك روز قتال كردند و بر دشمن غلبه يافتند . ابو محمد بن تافراكين از شهر بيرون آمد و به مهديه رفت . سپاه بنى مرين در ماه رمضان سال 758 بر تونس غلبه يافت . يحيى بن رحو نيز با لشكر خود بيامد و به شهر داخل شد و اوامر سلطان ابو عنان به اجرا در آورد . سپس فرزندان مهلهل او را به خروج از شهر فراخواندند تا بروند فرزندان ابو الليل و سلطانشان را سركوب كنند . آنان از شهر بيرون شدند و محمد بن يوسف و جنگجويان او كه از دريا آمده بودند در شهر جاى گرفتند . در خلال اين احوال ، يعقوب بن على خلاف آشكار كرد ، زيرا سلطان ابو عنان با عربها رفتارى ناپسند داشت .
يعنى از ايشان گروگان مىطلبيد و دست ايشان را در گرفتن باج و خراج باز نمىگذاشت . سلطان سعى كرد با او مدارا كند ولى او نپذيرفت و به ميان ريگستان رفت . سلطان از پى او برفت ولى به دو دست نيافت اين بود كه بازگشت و همهء قصور و منازل او را در تل و صحرا ويران كرد و هر چه بود به تاراج برد .
آنگاه به قسنطينه باز گرديد و از آنجا به قصد افريقيه بيرون آمد . مولا ابو اسحاق و عربهايى كه با او بودند براى مصاف آماده مىشدند و تا دشت سبيبه پيش راندند . رجال بنى مرين پس از گفتگويى با خود تصميم گرفتند كه باز گردند ، مبادا بار ديگر در افريقيه گرفتار آيند . از اين رو دسته دسته رهسپار مغرب شدند . چون لشكرگاه ابو عنان خالى شد ديگر نتوانست به افريقيه آيد . اين بود كه او نيز با بقاياى لشكرش به مغرب باز گرديد و عربها از پى او روان شدند . خبر به ابو محمد بن تافراكين رسيد . ابن تافراكين از پناهگاه خود مهديه به تونس رفت . چون به شهر نزديك شد اهل شهر بر بقاياى بنى مرين و عاملشان بشوريدند . آنان خود را به كشتيها رسانيدند و جان به سلامت بردند . ابو محمد بن تافراكين به حضرت در آمد و رسوم دولت تازه گردانيد . سلطان ابو اسحاق نيز بعد از آنكه ابو زيد با لشكرى از سپاهيان و عربها
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 434
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٣٤