تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
از پى بنى مرين و مصاف در قسنطينه تاختن آغاز كرد به ابو محمد بن تافراكين پيوست . ابو زيد به قسنطينه رفت و چندى نبرد كرد چون شهر سخت در برابرش ايستادگى كرد به حضرت باز گرديد . و همچنان در تونس اقامت گزيد تا بمرد خداوند بر او ببخشايد . برادرش ابو يحيى زكريا - چنان كه گفتيم - پيش از اين براى طلب يارى به تونس آمد . چون شنيدند كه قسنطينه در محاصره افتاده است بقاياى موالى ايشان به او پيوستند . او نيز آنان را نيكو مىداشت و آنان نيز با او بودند تا مگر خداى تعالى اسباب خير و سعادت مسلمين مهيا سازد . سلطان ابو العباس پس از هلاكت ابو عنان - چنان كه خواهيم گفت - بار ديگر زمام امور به دست گرفت و سايهء دولتش بر سر خلق افتاد . و بر رعيت پرتو عدل و امان و شمول عافيت و احسان تابيدن گرفت و دست متجاوزان كوتاه شد . و خلق در سايهء بلند پايهء حكومتش از آسودگى و نعمت برخوردار شدند .

خبر از شورش امير ابو يحيى زكريا در مهديه و دخول او در دعوت ابو عنان ، سپس انصراف از آن

حاجب ابو محمد بن تافراكين ، به هنگام بازگشتش به پايتخت به استحكامات مهديه توجه نمود زيرا آن را به مثابه سپر دفاع دولت تونس در برابر تهاجم سپاهيان مغرب مىشمرد . ابو محمد بن تافراكين فرمان داد تا باروها را استوار كردند و مخازن آن به آذوقه و سلاح بينباشتند . سپس امير ابو يحيى زكريا برادر سلطان ابو اسحاق را به آنجا فرستاد . زكريا در كفالت ابن تافراكين بود . آنگاه احمد بن خلف را كه از اولياء و وابستگان او بود به حاجبيش معين كرد . احمد بن خلف زمام امر و نهى ابو يحيى زكريا را به دست داشت و سالى بر اين ببود تا ابو يحيى از آن همه خودكامگى ملول شد و خود را از زير بار تحكم او بيرون كشيد بدين گونه كه شبى بر احمد بن خلف شبيخون زد و او را كشت و نزد ابو العباس احمد بن مكى صاحب جربه و قابس كه مخالف ابو محمد بن تافراكين بود كس فرستاد تا به حجابت او قيام كند . ابن مكى نيز به نزد او آمد . خبر به سلطان ابو عنان صاحب مغرب دادند و بيعت خود را به او اعلام داشتند و او را به يارى خود فرا خواندند . اوضاع پريشان گشت و ابو محمد بن تافراكين به مهديه لشكر فرستاد . ابو يحيى و يارانش از برابر او واپس نشستند . مولا ابو يحيى زكريا به قابس رفت . لشكر بر مهديه مستولى گرديد و ابو محمد بن تافراكين ، محمد بن جكجاك از خويشاوندان ابن ثابت را كه به هنگام واقعهء طرابلس به دو پيوسته بود ، بر مهديه امارت داد . چون خبر مهديه به ابو عنان رسيد ، ناوگان خويش با مردان جنگى به مهديه گسيل داشت و والى و خواص و حواشى معين كرد ولى به تصرف حكومت تونس بازگشت و ابن جكجاك به شهر در آمد و در آنجا به فرمانروايى پرداخت و در كار خويش نيز پيروز بود . امير ابو يحيى زكريا در قابس ماند . ابو العباس بن مكى او را به تونس كشاند . سپس