تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
سال 753 به تونس لشكر برده بود آن حادثه كه از آن سخن گفتيم پيش آمد و او از تونس به قفصه رفت ، چون خبر حركت سلطان ابو عنان را شنيد مىخواست به قسنطينه باز گردد . در اين هنگام فرزندان مهلهل و اولياء او از عرب و پيروان او و حاجبش ابو العباس بن مكى صاحب قابس و جربه نزد او آمدند و خواستند يكى از برادران خود را بر آنان رياست بخشد تا براى تجديد محاصرهء تونس اقدام نمايند . او نيز برادر خود ابو العباس را برگزيد و برادر ديگر خود ابو يحيى را همراه او كرد و آن دو در تونس درنگ كردند . فرمانرواى طرابلس محمد بن ثابت كشتيهاى خود را براى محاصره جربه فرستاده بود . در اين هنگام امير ابو العباس با ياران خويش به الجزيره راند و از راه دريا به سوى جربه در حركت آمد . سپاه ابن ثابت باز پس نشست و از محاصره دست برداشت . ابو العباس پس از اين پيروزى به قابس باز گرديد . آنگاه عربهايى كه از فرزندان مهلهل بودند با او رهسپار تونس شدند و شهر را چندى در محاصره گرفتند ولى بر آن دست نيافتند . ابو العباس به اعمال جريد باز گرديد و برادر خود ابو يحيى را در سال 755 براى يارى خواستن نزد سلطان فرستاد . سلطان او را اكرام كرد و در حق او نيكى نمود و صلات و جوايز كرامند داد و به وعده‌هاى جميل دلخوش ساخت و او به وطن خود باز گرديد . و بر حاجب ، ابن ابى عمرو گذشت به هنگامى كه از محاصرهء قسنطينه بازگشته بود . آنگاه در اقصاى افريقيه به برادر خود پيوست . و براى گرفتن حقشان دست به دست يك ديگر دادند . در خلال اين احوال روابط ميان ابو محمد بن تافراكين فرمانرواى تونس و خالد بن حمزه بزرگترين فرزندان ابو الليل ديگرگون شد و به فساد گراييد . خالد به فرزندان مهلهل روى آورد و آنان را به يارى خود خواند . آنان نيز بيامدند . خالد به سلطان ابو العباس پيوست و رهسپار نبرد تونس شدند . در سال 756 بر در شهر فرود آمدند و چون كارى از پيش نبردند محاصره را رها كردند . برادرش ابو زيد او را فراخواند تا وى را در برابر سپاهيان بنى مرين كه بر ضد او انبوه شده بودند و او را در محاصره گرفته بودند يارى دهد . او نيز اجابت كرد و خالد و قومش را به يارى او آورد . امير ابو زيد با خالد به جنگ تونس رفت و برادر خود ابو العباس را به جاى خود در قسنطينه نهاد . ابو العباس در قسنطينه به قصور شاهى در آمد و مدتى در آنجا درنگ كرد ، در حالى كه سپاهيان بنى مرين اطراف شهر را گرفته بودند . ابو زيد كه با خالد به محاصرهء تونس رفتهء بود بى آنكه پيروزيى به دست آورد بازگرديد . چون به قسنطينه رسيد برادر خود ابو العباس را يافت كه جاى او را گرفته است . ازين رو به بونه رفت و از آنجا به ابو محمد بن تافراكين پيام داد كه او را اجازت دهند كه در حضرت سكونت كند و او از بونه به كنارى رود . ابو محمد بن تافراكين قبول كرد و امير ابو زيد به نفع عم خود ابو اسحاق از بونه دست برداشت و خود به تونس آمد و نيك مورد اكرام قرار گرفت و برايش راتبه و اجرايى كرامند معين كردند و او در كفالت عم خود بماند تا باقى سرگذشت او را بياوريم .