تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
محمد بن المنت توانست به يارى اين زن بدان مقام كه آرزوى آن را داشت دست يابد . على بن المنت مورد حمايت سلطان نيز قرار گرفت و از مئونات او برخوردار گرديد و در سفرها همراه او بود . حتى براى او سپاهى ترتيب دادند و او در نواحى اعمال به گردش و تفحص پرداخت . امير ابو زكريا در روزگارانى كه على بن محمد بن المنت حاجب او بود در يكى از سفرهايش در تا كرارت از اعمال بجايه درگذشت . سبب مرگ او مرضى بود كه از مدتها به آن مبتلا شده بود . وفات او در ماه ربيع الاول سال 747 اتفاق افتاد . پسر امير ابو زكريا به نام امير ابو عبد اللّه در حجر تربيت غلامش فارح بود . اين فارح از عجمان دستگاه ابن سيد الناس بود . او را تربيت كردند تا به جايى كه قابليت مربى شدن يافت . فارح با فرزند سرور خود منتظر امر خليفه ماند . چون امير ابو زكريا بمرد ، حاجب پيشين او ابو القاسم بن علناس به حضرت رفت و خبر مرگ فرزند به خليفه داد . خليفه پسر ديگر خود امير ابو حفص را كه از فرزندان خردسال او بود و در حضرت مىزيست به بجايه فرستاد . چند تن از رجال و اولياء دربار خود را نيز با او همراه كرد . . با ابو القاسم بن علناس بيرون آمد و چون به بجايه رسيد بى خبر به شهر در آمد . جمعى از همراهان امير جديد مىخواستند اظهار قدرت و سطوت كنند . مردم بيمناك شدند . تا در يكى از روزها شورشى برپا شد . و همگان بر ضد امير نو رسيده ، قيام كردند و سلاح به دست گرداگرد قصبه را گرفتند و به امارت فرزند امير متوفاى خود يعنى ابو عبد اللّه بانگ بر آوردند . سپس بر ديوارها فرا رفتند و قصبه را تصرف كردند و هر كه بود براندند و هر چه بود ببردند . آنگاه همگان به سوى سراى امير ابو عبد اللّه محمد پسر امير و سرور خود روى نهادند . آن امير جديد نيز اجازه داد تا در سرايش با او بيعت كنند . اين بيعت در شهر انجام گرفت و روز بعد او را به قصرش درون قصبه بردند و زمام كار خويش به او سپردند . غلام او فارح كه ديگر مقام حجابت يافته بود به بست و گشاد كارها مشغول شد . امير ابو حفص در آخر ماه جمادى الاول همان سال پس از يك ماه از روز ولايتش به حضرت رسيد . و ما بعدا خواهيم گفت پس از مرگ مولاى ما سلطان ابو بكر براى او چه حوادثى رخ نمود . سلطان ابو بكر به امور بجايه توجه نمود و يكى از صلحاى بزرگ و از مشايخ موحدين را به بجايه فرستاد تا مردم را آرامش بخشد و با آنان مهربانى كند . همچنين منشور امارت آن سامان را به نوادهء خود امير ابو عبد اللّه محمد بن امير ابو زكريا صادر فرمود . اين امر سبب خشنودى مردم بجايه و آرامش خاطر آنان گرديد و به امارت يافتن فرزند مولاى خود شادمان شدند و امور همچنان در مجراى خويش جريان يافت .

خبر از هلاكت مولاى ما سلطان ابو بكر و حكومت پسرش امير ابو حفص

در آن هنگام كه مردم غافل از حوادث روزگار در سايهء عيش و امن در سرادق عزت و در پناه