تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
عنايت و توجه بيشتر داشت . چون سلطان ابو حفص به حكومت رسيد اين فقيه را براى مشورت انتخاب كرد و حال بر اين منوال بود تا به ذكر حوادث ديگر از حكومت او بپردازيم .

خبر از استيلاى سلطان ابو الحسن بر افريقيه و هلاكت امير ابو حفص و انتقال فرزندان از بجايه و قسنطينه به مغرب و حوادث ديگرى كه در اين ميان پديد آمد

سلطان ابو الحسن از آن هنگام كه تلمسان را تصرف كرد و پيش از آن همواره در دل هواى تصرف افريقيه مىداشت و همواره در كمين بود كه تا سلطان ابو بكر از ميان برخاست منظور خويش را جامهء عمل پوشيد . چون پس از مرگ سلطان ابو بكر حاجب او ابو محمد بن تافراكين به دو پيوست او را به تصرف افريقيه تحريض نمود و بر انگيختش كه لشكر به آنجا برد . در اين احوال خبر رسيد كه وليعهد و برادرانش در واقعه جان باخته‌اند . سلطان ابو الحسن بدان سبب كه به انتساب ابو العباس به ولايت‌عهدى رضا داده بود و به خط خود موافقت خود را در ذيل آن سجل اعلام داشته بود ، از اين خبر به هم بر آمد . قضيه از اين قرار است كه ابو القاسم بن عتو از مشايخ موحدين و حاجب ، امير ابو العباس در روزهاى آخر عمر سلطان ابو بكر از سوى او به نزد سلطان ابو الحسن رفت هديه‌اى تقديم داشت و سجل ولايت‌عهدى ابو العباس را نيز به نزد او فرستاد . سلطان ابو الحسن از ماجرا آگاه شد و حاجب گفت كه مولاى او سلطان ابو بكر خواسته است كه آن را تأكيد كند و به خط خود در ذيل آن گواهى دهد . او نيز به خط خود بنوشت و آن انتساب را تأييد كرد . از اين رو چون خبر كشته شدن وليعهد و دو برادرش را شنيد بدان سبب كه سجلى را كه تأييد كرده بود ، نقض كرده‌اند ، تصميم به غزو افريقيه گرفت . پس لشكر به خارج تلمسان برد و در آنجا لشكرگاه زد و باب عطا بگشود و نقايص بر طرف ساخت و در ماه صفر سال 748 به حركت در آمد . در اين احوال فرزندان حمزة بن عمر با امراى به دو در افريقيه و رجال كعوب برادران ايشان به دادخواهى بيامدند و خواستار انتقام خون برادرشان ابو الهول گرديدند كه در آن حادثه به قتل رسيده بود . سلطان اجابت كرد . همچنين جماعاتى از نقاط دور دست افريقيه با سلطان ابو الحسن ديدار كردند ، چون : ابن مكى صاحب قابس و ابن يملول صاحب توزر و ابن العابد صاحب افريقيه و مولاهم بن ابى عنان صاحب حامه و ابن الخلف صاحب نفطه . اينان در وهران با او ديدار كردند و برخى به رضا و برخى از بيم با او بيعت كردند . همچنين بيعت ابن ثابت صاحب طرابلس را نيز اعلام داشتند و گفتند نيامدن او به سبب دورى راهش بوده است . آنگاه بعد از ايشان و در پى ايشان صاحب زاب ، يوسف بن منصور بن مزنى رسيد و مشايخ موحدين و دواوده و بزرگ ايشان يعقوب بن على نيز با او بود در موطن بنى حسن از اعمال بجايه با او ديدار كردند و سلطان
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 416 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى