تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

خبر از ظهور محمد بن ابى عمران و فرار ابن قالون به نزد او

اين محمد بن ابى عمران از اعقاب ابو عمران موسى بن ابراهيم بن شيخ ابو حفص بود و ابو عمران بود كه به نيابت ابو محمد عبد اللّه بن شيخ ابو محمد عبد الواحد امارت افريقيه يافت . در آغاز امارتش در مراكش اين شغل را به او واگذاشت و ابو عمران مدت هشت ماه در آنجا بماند تا در اواخر سال 623 خود بيامد و ابو عمران در زمرهء همراهان او بود چون ابو عمران بمرد فرزندانش در ظل دولتشان پرورش يافتند . ابو بكر پدر محمد از فرزندان او بود كه نام و آوازه‌اى داشت و ابو يحيى زكريا بن اللحيانى حق خويشاوندى او را رعايت مىكرد و چون يكى از دختران خود را به محمد داد روابط مستحكمتر گرديد و چون از تونس بيرون رفت او را به جاى خود نهاد . سپس هنگامى كه از طرابلس به اسكندريه شد محمد را در طرابلس جانشين خود نمود . ابو ضربه پس از انهزام و پراكنده شدن جمعيتش به مهديه پناه برد . سلطان ابو بكر براى نبرد با او به مهديه رفت و او به دفاع پرداخت ولى با قرارداد مصالحه‌اى كه ميان ايشان منعقد گرديد از محاصره دست برداشت و برفت . حمزة بن عمر همچنان با سلطان ابو بكر راه خلاف مىپيمود و در نواحى افريقيه در آمد و شد بود . تا آنگاه كه سركشى او افزونتر شد و بسيارى از عربها به دو گرويدند و شمار يارانش روى به فزونى نهاد . پس محمد بن ابى عمران را از مكان فرمانرواييش ثغر طرابلس فراخواند و براى معارضه با سلطان - پيش از گرد آمدن سپاهيانش و تعبيهء كامل لشكرش - رهسپار تونس گرديد . سلطان ابو بكر در ماه رمضان سال 721 از تونس خارج شد و به قسنطينه پيوست . در آنجا مولاهم بن عمر به او ملحق گرديد . محمد بن يحيى بن قالون به سبب شدت سعايت خواص و حواشى سلطان ، از چشم او افتاده بود و سلطان به انحراف او يقين پيدا كرده بود . معز بن مطاعن الغزارى ، وزير و مشاور حمزة بن عمر دوست مخلص ابن قالون بود . از اين رو نظر او را به ابن عمران جلب نمود . چون سلطان در برابر حملهء ابى عمران لشكر بيرون آورد ابن قالون در تونس ماند و روز ديگر سوار شد و در شهر به دعوت ابن عمران ندا در داد . روز دوم خارج شدن سلطان ، محمد بن ابى عمران ، به شهر در آمد و بر پايتخت مستولى شد و باقى سال را در آنجا ماند . سلطان به قسنطينه رفت و سپاه خود گرد آورد و نواقص را بر طرف ساخت و تعبيهء لشكر خود كامل نمود و در ماه صفر سال 722 بيرون آمد . ابو عمران نيز با حمزة بن عمر و جماعات عرب به رويارويى با لشكر او بيامد . سلطان دو بار با پيادگان لشكر خود بر آنان حمله آورد و هر بار پيروزى يافت و شيخ موحدين ابو عبد اللّه بن ابى بكر كشته شد . محمد بن منصور بن مزنى كه در مقدمهء لشكر بود و سپاهيان سلطان بسيارى را كشتند و بسيارى را اسير كردند و سلطان خود در اين نبرد رشادتها نمود كه هيچ هماوردى را ياراى رزم او نبود . سپس مولاهم بن عمر را دستگير كرد و باقى اخبار او را خواهيم آورد .