تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كارهاى بجايه را به سامان دارد تا فرمان سلطان برسد . پس از چند روز در ماه شوال سال 717 بر بستر خود بمرد و على بن غمر زمام امور بجايه به دست گرفت . خبر به سلطان ابو بكر رسيد . بلاد ثغر خاطرش را مشغول داشت و ابن سيد الناس را با مسئول هزينهء سراى خويش به بجايه فرستاد تا ميراث او را تصاحب كنند و ذخاير او را بيابند . آنچه از صامت و ناطق حاصل شد بس فراوان بود . همه را نزد سلطان بردند . سلطان على بن غمر را نيز بخواند . سلطان او را چنان كه مىپنداشت سزاوار خشنودى خود ديد . على در حضرت اقامت گزيد تا آنگاه كه با ابن عمران مرتكب سوء خدمت شدند . بار ديگر به فرمانبردارى سلطان باز گرديد و سلطان عذر او بپذيرفت ولى كينهء او به دل داشت . چون به تونس باز گرديد ، غلام خود نجاح و هلال را به قتل او فرمان داد . او را در بيرون بستانش بناگاه و بى خبر ضربتى زدند و از جراحت آن بمرد .

خبر از امارت امير ابو عبد اللّه بر قسنطينه و امارت برادرش امير ابو زكريا بر بجايه و برگزيدن ابن قالون به حجابت

چون ابن غمر هلاك شد سلطان ابو بكر به كار بجايه پرداخت ، زيرا همچنان در محاصره بود و بنى عبد الواد مدعى مالكيت آن بودند . پس چنان ديد كه پادگانهاى ثغور غربى را تقويت كند و فرزندان خود را براى دفاع و حمايت از آن بر گمارد . آنگاه فرزند خود امير ابو عبد اللّه را امارت قسنطينه داد و امارت بجايه را به امير ابو زكريا مفوض داشت و حجابت آن دو را بر عهدهء ابو عبد اللّه بن قالون نهاد و زمام اختيار آن دو به او سپرد زيرا هر دو خردسال بودند . آنگاه براى او سپاهى گران ترتيب داد و فرمان داد كه در بجايه مقام كند تا آن را از تعرض دشمن كه در محاصرهء آن اصرار مىورزيد باز دارد . پس در آغاز سال 720 در ميان خيل عظيمى از سپاهيان و اصحاب با ابهت و شكوه تمام بدان صوب در حركت آمدند . چون ابو عبد اللّه بن قالون برفت مقام حاجب از كسى كه بدان قيام كند خالى ماند . از دولتمردان ابو عبد اللّه محمد بن عبد العزيز الكردى ملقب به مزوار براى تصرف در امور باقى ماند . او بر همهء خواص و صاحبان اسرار سلطان كه در كارها حق دخالت داشتند برترى داشت . مقام صاحب الاشغال به كاتب ابو القاسم بن عبد العزيز رسيد و ما در باب آغاز كار ايشان سخن خواهيم گفت . ابو عبد اللّه يحيى بن قالون با عزت و شوكت تمام به بجايه در آمد و باقى سرگذشت او را خواهيم گفت .

خبر از فراخواندل سلطان ابو بكر ابن قالون را و برگزيدن ابن سيد الناس به جاى او در بجايه و فرستادن ظافر الكبير به قسنطينه

چون ابو عبد اللّه بن يحيى بن قالون به بجايه باز گرديد و خواص سلطان ميدان را از وجود او