تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
جاى خود در قسنطينه نهاد و در حركت آمد . آنگاه نزد حاجب بزرگ خود ابو عبد الرحمان بن غمر كه در مقام خود در امارت بجايه بود كس فرستاد و از او خواست كه به مال ياريش نمايد همچنين منصور بن فضل بن مزنى عامل زاب ، اموالى نزد او فرستاد . ابن غمر چون به كفايت منصور بن فضل آگاه شد و دانست كه در گرد آوردن باج و خراج مردى توانمند است قلمرو او را به اوراس و حضنه و سدويكش و عياض و ديگر اعمال ضاحيه بسط داد و همهء امور خراج زير نظر او قرار گرفت و خرج و دخل اموال با تصرف او صورت مىيافت . از اين رو ابن غمر [ ( 1 ) ] نزد او كس فرستاد كه فلان مبلغ براى سلطان ارسال دارد . آنگاه سلطان ابن غمر را در عين مقام حجابت به نيابت خود برگزيد و در ماه جمادى الاول سال 717 از قسنطينه بيرون آمد و طى مراحل كرد . در راه ، رسولانى از عرب به ديدار او شتافتند تا به باجه رسيد پادگانى كه در باجه بود بگريخت و به تونس رفت . سلطان ابو يحيى اللحيانى از تونس به قابس رفته بود و چنان كه گفتيم ، ابو الحسن بن وانودين را به جاى خود نهاده بود . ابو الحسن بن وانودين نزد او كس فرستاد و پيام داد كه سلطان ابو بكر به تونس مىآيد و او نياز به دفاع دارد . لحيانى از اينكه مالى به ايشان رساند عذر خواست ولى دستشان را در سپاه و اموال گشاده گردانيد . آنان نيز به تنظيم سپاه و امور ديوانى پرداختند و پسرش محمد را كه ابو ضربه نام داشت از بند برهانيدند . در اين هنگام ناگهان خبر رسيد كه سلطان ابو بكر در باجه است . پس همه از تونس بيرون آمدند و مولاهم بن عمر بن ابى الليل پس از رفتن ايشان به تونس رفت . او نسبت به آن دولت سخت كينه مىورزيد و مترصد ضربه زدن به آن بود . زيرا لحيانى برادر او حمزه را بر او ترجيح مىنهاد . سلطان ابو بكر را در دوين باجه ديدار كرد و دست بيعت به او داد و او را به جنگ برانگيخت و ابو بكر به تونس رسيد و در ماه شعبان سال 717 در روض السناجره از باغهاى سلطان نزول نمود . بزرگان به ديدار او بيرون آمدند و اندكى در بيعت با او درنگ كردند ، زيرا منتظر روشن شدن وضع ابو ضربه و ياران او بودند . خبر آن بود كه سلطان چون به سوى باجه مىشتافت ، حمزة بن عمر با خواص ابو يحيى اللحيانى و ديگر ياران او در تونس ديدار كرد اينان در اين هنگام از تونس بيرون آمده بودند . حمزة بن عمر اشارت كرد كه با ابو ضربه محمد پسر سلطان ابو يحيى اللحيانى بيعت كنند و همه بر گرد او جمع آيند . پس با او بيعت كردند و به سوى سلطان ابو بكر راندند . حمزه با برادر خود مولاهم در نهان چنان نهاد كه لشگرگاه با خود ببرد . سلطان پس از هفت روز اقامت در روض السناجره پيش از آنكه كار بيعت با ابو ضربه سرانجام پذيرد به سوى قسنطينه حركت كرد . مولاهم نيز از مرز باز گرديد . منصور بن فضل بن مزنى به نزد ابن غمر
هامش
[ ( 1 ) ] پ : ابن عمر .