تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
استقلال فرمان مىراند بسى شادمان بود . تا باقى سرگذشت او را بياوريم . ان شاء اللّه .

خبر از سفر سلطان ابو يحيى اللحيانى به قابس و كناره‌جويى او از خلافت

سلطان ابو يحيى اللحيانى سالخورده شده بود . در امور سياسى بصير و به كار ملك آزموده بود ولى احساس مىكرد كه از كشيدن بار خلافت عاجز است و خلافت با وجود فرزندان ابو زكريا الاكبر حق او نيست و از ديگر سو مىدانست كه امير ابو بكر صاحب ثغور غربى كارش بالا گرفته و نيرومند شده است و بخصوص نام جماعتى از دليران قبيلهء زناته و توجين و مغراوه و بنى عبد الواد و بنى مرين در ديوان سپاه او نگاشته آمده است . اينان به مرور ايام بدان سبب كه جان خود را در خطر تعرض ملوك خود يافته بودند به او گرويده بودند . و همين امر موجب كثرت سپاه او شده بود آن سان كه ملوك اطراف از او به وحشت افتاده بودند . ابو بكر در سال 716 به سوى افريقيه در حركت آمد و بلاد هواره را طى كرد و باج و خراج آن بستد . سلطان ابو يحيى اللحيانى انتظار آن داشت كه امير ابو بكر به تونس براند . افريقيه بر او شوريده بود و اتكاء او همه بر حمايت و مدافعهء ياران عرب خود بود و از جمله حمزة بن على بن ابى الليل . پس او را در كار خود حاكم قرار داد و در سلطنتش شريك و رياست عرب تنها به او ارزانى داشت و زمام كار به دست او سپرد و اموال به سوى او روان ساخت . اين امر سبب شد كه عامهء اعراب به دو روى نهند و نزد او آمد و شد نمايند . پس عزم آن كرد كه افريقيه را رها كند و از خلافت دست بكشد . از اين رو اموال و ذخاير خود گرد آورد و دست به فروش دارايى خود گشود و هر چه ظروف و فرشها و ديگر متاع داشت همه را بفروخت حتى كتابهايى را كه امير ابو زكريا الاكبر جمع كرده بود همه را به دكانهاى وراقان فرستاد تا بفروشند و از اين راهها قريب به بيست قنطار زر گرد كرد و با چند جوال از در و ياقوت از تونس به قابس رفت و چنان نمود كه براى نظر در امور قلمرو خويش مىرود . در آغاز سال 717 پس از آنكه در تونس و باجه و حمامات پادگانهايى جهت نگهبانى نهاد و ابو الحسن بن وانودين را به جاى خود قرار داد از تونس به قابس رفت و در آنجا اقامت گزيد و عمال به اطراف روان داشت تا زمان بيعت فرزندش در تونس فرا رسيد كه ان شاء اللّه به ذكر آن خواهيم پرداخت .

خبر از حركت سلطان ابو بكر به حضرت و بازگشت او به قسنطينه

چون سلطان ابو بكر از ميان قبايل هواره در سال 716 - چنان كه گفتيم - رهسپار قسنطينه شد بار ديگر بسيج سفر به تونس نمود . سپاه گرد آورد و اموال تقسيم كرد و نابسامانيها بر طرف ساخت و سپاه خود از قبايل زناته و سدويكش عرض داد . پس حاجب محمد بن قالون را به