شيخ موحدين عهدهدار قتل او شد . روز ديگر سلطان به شهر در آمد و بر تخت خلافت نشست و به القاب الناصر لدين اللّه المنصور ملقب شد . سپس المتوكل را نيز بر القاب خود افزود .
ابو يعقوب بن يزدوتن همچنان در رياستش بر موحدين باقى ماند و با ابو زكريا يحيى بن ابى الاعلام كه پيش از او رياست داشت شركت نمود . ابو عبد الرحمان بن غمر سمت حجابت داشت و صاحب الاشغال منصور بن فضل بن مزنى بود . حال بر اين منوال جريان يافت و باقى ماجرا بيايد .
خبر از بيعت ابن مزنى با يحيى بن خالد
يحيى بن خالد بن سلطان ابو اسحاق در زمرهء ياران ابو البقاء خالد بود . به سبب برخى اعمال كه از او سر زد مورد خشم دولت واقع شد و بگريخت و به منصور بن مزنى پيوست . منصور از ابن غمر رميدگى داشت . از اين رو يحيى بن خالد را به قيام فراخواند . يحيى اجابت كرد و حاجبى خويش به او داد . عربها نيز بر او گرد آمدند و او لشكرى ترتيب داد و به قسنطينه راند .
ابن طفيل در اين روزها در قسنطينه بود . چند روز در آنجا درنگ كرد . جمعى اوباش گرد يحيى را گرفته بودند . او را بر ضد منصور بن مزنى بر انگيختند . او نيز وعده داد كه چون ظفر يابد چنان كند كه آنان مىگويند . ابن مزنى از نيت بد او آگاه شد و دست از فرمانبردارى او برداشت و به شهر خود باز گرديد . ياران يحيى نيز از گردش پراكنده شدند . ابن مزنى به طاعت سلطان ابو البقاء روى نهاد و كوشيد تا دوستى صاحب سر و حاجب او را به دست آورد . عذر او پذيرفته آمد . يحيى بن خالد به تلمسان رفت تا لشكر گرد آورد و بر امير آن ابو زيان محمد بن عثمان بن يغمراسن فرود آمد ابو زيان پس از چند روز از آمدن يحيى بمرد و برادرش ابو حمو موسى بن عثمان به جاى او نشست . ابو حمو يحيى را يارى داد و او لشكر به قسنطينه كشيد . شهر در برابر او مقاومت كرد . سپس ابن مزنى او را به بسكره دعوت كرد . نزد او ماند و راتبهاى نيكو برايش معين نمود و نگهبانان گماشت . سلطان ، پسر لحيانى از تونس براى او هدايا مىفرستاد تا با او از در آشتى در آيد . آنگاه يكى از قراء اطراف تونس را به اقطاع او داد كه پس از او به پسرانش رسيد يحيى بن خالد در آنجا و در نزد او در سال 721 بمرد .
خبر از بيعت سلطان ابو بكر در قسنطينه بر دست حاجب ابن غمر و سرآغاز اين ماجرا
چون سلطان ابو البقاء به تونس نهضت نمود . امارت بجايه را به عبد الرحمان بن يعقوب بن خلوف داد و اين افزون بر رياست او بر قومش بود . پيش از اين هم هر گاه امراى تونس از شهر بيرون مىرفتند پدر او را به جاى خود مىنهادند . يعقوب بن خلوف المزوار ، لقب داشت . ابو البقاء همچنين او را حاجب برادر خود امير ابو بكر فرمانرواى قسنطينه ساخت و او بدان شهر نقل نمود .