تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

خبر از هلاكت ابو عبد اللّه فازازى شيخ موحدين و حاجب ، ابو القاسم بن شيخ ، رؤساى دولت در پايتخت

ابو عبد اللّه فازازى از مشايخ موحدين بود . و از خواص و مقربان سلطان ابو حفص . او را - چنان كه گفتيم - سردارى سپاه داد و به جنگ در اطراف مملكت جهت استوارى امور ملك گسيل داشت و او در اين راه به مقامى شامخ رسيد . بلاد را زير پى سپرد و شورشگران را فرود آورد و سركوب نمود و خراج بستد . همچنين او را در بلاد جريد كر و فر و اقدامى است . فازازى همان كسى است كه احمد بن يملول را به سعايت چند تن از مشايخ توزر مورد شكنجه قرار داد و او را از تسلط بر امور ايشان منع نمود . در آن هنگام كه در بلاد جريد تاخت و تاز مىكرد در فاصلهء دو مرحلگى تونس ، در سال 693 بمرد . يك سال بعد از مرگ فازازى حاجب ابو القاسم بن شيخ درگذشت . اوايل كار او آن بود كه از شهر خود دانيه در سال 626 به بجايه آمد و به عامل آن محمد بن ياسين پيوست . ابن ياسين او را به دبيرى خود برگزيد و او بر سراسر دستگاه فرمانرواييش مستولى گرديد . چون ابن ياسين را به حضرت فراخواندند ، ابو القاسم بن شيخ هم در زمرهء همراهان او بود . سلطان از او خواست كه شخصى را به عنوان دبيرى او نامزد كند ، ابن ياسين نيز فصل مشبعى در وصف كاتب خود ابو القاسم ابن شيخ بيان داشت و از او تمجيد بسيار نمود . سلطان او را به كار برگماشت ولى از شيوهء كارش خشنود نبود و بازش گردانيد . سپس در حق او رأى دگرگون كرد و تحسينش نمود و به خدمتش منصوب فرمود و از ابن ابى الحسين خواست كه او را ادب و رسوم خدمت آموزد و راه و روش كارها به او بنماياند . ابو القاسم نيز همه را بياموخت تا فرهيخته شد و مخدوم را از او خوش آمد . چون ابن ابى الحسين بمرد ادارهء مخارج دربار سلطان از جمله ديگر كارها زير نظر او بود پس از او نيز تا پايان حكومت المستنصر در مقام خويش باقى بود . چون الواثق به حكومت رسيد - چنان كه آورديم - ابن الجبر بر كارها اشراف داشت . او نيز ابو القاسم بن شيخ را در مقام خويش ابقا كرد و در زمرهء ياران خود در آورد . چون نوبت به سلطان ابو اسحاق رسيد باز هم ابن شيخ بر سرير خدمت بود ولى ابو بكر بن خلدون صاحب اشغال سلطانى مزاحم او بود . در عهد اين امير رياست كبرى با پسران او ابو فارس ، سپس ابو زكريا و ابو محمد عبد الواحد بود . آنگاه واقعهء آن مدعى احمد بن ابى عماره پيش آمد . چون بر ملك مستولى شد ابو القاسم بن شيخ را برگزيد و علاوه بر مشاغلى كه بر عهده داشت نگاشتن علامت بر سر سجلات را نيز به او واگذاشت . چون سلطان ابو حفص بر تخت فرمانروايى بازگرديد و ابن ابى عماره را بكشت ، ابن شيخ بترسيد ، زيرا در نزد ابن ابى عماره صاحب منصبى شده بود . از اين رو به سبب مودتى كه از راه خيرات و عبادات ميان او و برخى صلحا پديد