تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
من كل غاد على يمناه مستلما * و كل صاد الى نعماه ملتمسا مؤيد لورمى نجما لاثبته * و لو دعا افقا لبى و ما احتبسا امارة تحمل المقدار رايتها * و دولة عزها يستصحب القعسا يبدى النهار بها من ضوئه شنبا * و يطلع الليل من ظلمائه لعسا كانه البدر و العلياء حالته * تحف من حوله شهب القنا حرسا له الثرى و الثريا خطتان فلا * أعز من خطتيه ما سما و رسا يا ايها الملك المنصور انت بها * علياء توسع اعداء الهدى تعسا و قد تواترت الانباء انك من * يحيى بقتل ملوك الصفر اندلسا طهر بلادك منهم انهم نجس * و لا طهارة ما لم تغسل النجسا و اوطى الفيلق الجرار ارضهم * حتى يطاطى راس كل من رأسا و انصر عبيدا باقصى شرقها شرقت * عيونهم ادمعا تهمى زكا و خسا هم شيعة الامر و هى الدار قد نهكت * داء متى لم تباشر حسمه انتكسا املاء هنيئا لك التمكين ساحتها * جردا سلاهب او خطية دعسا و اضرب لها موعدا بالفتح ترقبه * لعل يوم الاعادى قد أتى و عسا
امير ابو زكريا خواست ايشان را اجابت كرد و چند كشتى پر از طعام و سلاح و اموال با ابو يحيى بن يحيى الشهيد ابو اسحاق بن ابى حفص بر ايشان گسيل داشت كه بهاى آن صد هزار دينار بود . اين كشتيها به هنگام محاصرهء ايشان برسيد ، ولى در بندر دانيه پهلو گرفت و هر چه آورده بود در آنجا خالى كرد و بازگشت زيرا كسى از سوى ابن مردنيش نيامد كه آن متاعها و سلاحها به او تسليم شود . محاصرهء مردم بلنسيه سخت شد و آذوقه پايان يافت و بسيارى از مردم از گرسنگى هلاك شدند . عاقبت تصميم به تسليم شهر گرفته شد . خايمه [ 1 ] پادشاه آراگون در ماه صفر سال 636 شهر را در تصرف آورد و ابن مردنيش از آنجا بيرون آمده به جزيرهء شقر رفت . در آنجا از مردم براى ابو زكريا بيعت گرفت و ابن الابار به تونس باز گرديد و بر سلطان فرود آمد و در زمرهء اصحاب او در آمد . دشمن در محاصرهء ابن مردنيش در جزيره شقر پاى فشرد و او را از آنجا به دانيه راند . ابن مردنيش در ماه رجب همان سال به دانيه رفت و در آنجا براى امير ابو زكريا بيعت گرفت . سپس با مردم مرسيه در نهان به گفتگو پرداخت . در آغاز آن سال براى ابو بكر العزيز بن عبد الملك بن خطاب بيعت گرفته بودند . ابن مردنيش مرسيه را در ماه رمضان همان سال بگشود و ابو بكر را بكشت و از آنان براى ابو زكريا بيعت گرفت . سراسر بلاد شرقى در فرمان او در آمد . گروهى را كه به تونس فرستاده بود در سال 637 باز گرديدند و منشور امارت آن بلاد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جاقمه .