در جانب بيابان و ريگستان . چون قبيلهء معقل بر سرزمين سوس مسلط شد آن را به چند موطن تقسيم كرد . شبانات به كوههاى درن نزديكتر است و قبايل لمطه از حليفان ايشاناند و كزوله از حليفان ذوى حسان . امروز نيز اوضاع بر همان منوال است . و بيد اللّه تصاريف الامور .
خبر از دولت بنى ابو حفص ملوك افريقيه از موحدين و سرآغاز كار و سرگذشت ايشان
پيش از اين گفتيم كه قبايل مصامده در كوه درن و حوالى آن بسيارند چون : هنتاته و تينملل و هرغه و كنفيسه و سكسيوه و كدميوه و هزرجه و وريكه و هزميره و ركراكه و حاحه و بنى ماغوس و كلاوه و غير ايشان كه در شمار نگنجند . بعضى از اينان پيش از اسلام و بعد از اسلام در زمرهء رؤسا و ملوك بودند . هنتاته از بزرگترين و پر شمارترين و نيرومندترين قبايل است اينان در دعوت امام مهدى محمد بن تومرت از سابقين بودند و در پايه گذارى دعوت او و حكومت عبد المؤمن بعد از او تأثيرى بسزا داشتند . - و ما در اخبار ايشان گفتيم - نام هنتات جد ايشان به زبان مصامده ينتى بود و بزرگ ايشان در عهد امام مهدى شيخ ابو حفص عمر بود . بيدق گويد كه نام او به زبان ايشان فاصكات بوده است .
هنتاته در اين عهد مىگويند كه نام جدشان فاصكات بوده و او در ميان قوم مردى بزرگ و متبوع بوده است و نخستين كسى بوده از ميان آن قوم كه با مهدى بيعت كرده است .
آنگاه يوسف بن وانودين و ابو يحيى بن بكيت و ابن يغمور و غير ايشان از مصامده از پى او آمدند . اينان از اصحاب خاص مهدى شدند و به العشرة السابقين شهرت يافتند . ابو حفص عمر در ميان ياران مهدى قرين عبد المؤمن بود و مزيت عبد المؤمن بر او جز از حيث هم صحبتى مهدى چيز ديگرى نيست .
اما در ميان مصامده ابو حفص عمر بى هيچ سخن بزرگتر از همه است . موحدين او را الشيخ مىخواندند آن سان كه مهدى را الامام و عبد المؤمن را الخليفه . اين سه نام هر سه گواه اشتراك ايشان در جلالت قدر است .
در باب نسب ابو حفص عمر گفتهاند : عمر بن يحيى بن محمد بن وانودين بن على بن احمد بن والال بن ادريس بن خالد بن اليسع بن الياس بن عمر بن وافتن بن محمد بن نجية بن كعب بن محمد بن سالم بن عبد اللّه بن عمر بن الخطاب . نسب او را ابن نخيل و جز او از موحدين بدين سان بر شمردهاند . معلوم است كه اين نسبهاى قرشى در ميان مصامده چيزى مجعول است و ما علت اين پيوند زدن انساب را به يك ديگر از جهت عصبيت در مقدمهء كتاب آوردهايم .
چون امام مهدى بن تومرت به هلاكت رسيد و عبد المؤمن را به جانشينى خود برگزيد ، عبد المؤمن از عصبيت مصامده به دور بود و تنها برتريش آن بود كه مهدى او را برگزيده بود و به دو اختصاص داشت . از اين رو مرگ مهدى را پنهان داشتند تا عبد المؤمن بتواند مصامده را