پيروزى باز گرديد . كار بنى يدر در بلاد سوس بالا گرفت و بسيارى از اعراب شبانات و ذوى حسان به خدمتشان در آمدند . همچنان در قبايل كزوله و لمطه و زكن و لخس از شعوب لماطه و صناكه مطيع فرمان ايشان شدند و به جمع اموال و گرد آوردن مردان جنگى پرداخت .
گويند شمار سپاهيانش به هزار سوار رسيد . ميان او و كزوله خلاف افتاد و جنگهايى رخ داد كه در تمام آنها به ذوى حسان مستظهر بود .
چون ابو دبوس در سال 665 بر مراكش مستولى گرديد و پايههاى حكومت خويش استوار نمود از مراكش به سوى سوس در حركت آمد و بر مقدمه يحيى بن وانودين را براى گرد آورى و بر انگيختن قبايل روانه ساخت . نخست به كوهستانها روى نهاد سپس به دشت آمد و از تامسكروط تا بسيط سوس را درنورديد و بر بنى باداس قبيلهء ابن يدر در دو فرسنگى تيونيون فرود آمد و از آنجا آهنگ تيزخت نمود و بر تارودنت گذشت و نشانههاى ويرانى در اثر آشوب اين يدر را در سراسر آن به چشم خود ديد . چون به دژ تيزخت رسيد بر عرصهء آن خيمه زد و اممى از قبايل مختلف را براى محاصرهء آن گسيل داشت . حمدين پسر عم على بن يدر در آنجا بود . روزى چند او را محاصره نمود . چون در تنگنا افتاد با على بن زكداز از مشايخ بنى مرين كه در زمرهء ياران ابو دبوس بود در نهان گفتگو كرد كه مىخواهد به اطاعت در آيد . سلطان نيز بپذيرفت به شرطى كه از دژ خود فرود آيد . ولى حمدين ناگهان به جنگ پرداخت . سلطان كوهستان را بگرفت و آنان به دژ خود بازگشتند و در خصومت پاى فشردند . حمدين به سراى على بن زكداز گريخت . سلطان على بن زگداز را فرمان داد او را در بند كشد . سلطان بر دژ مستولى شد و يكى از سادات را بر آن امارت داد . ابو دبوس به محاصرهء على بن يدر رفت و او را چند روز محاصره نمود و منجنيقها نصب كرد . على بن يدر چون محاصره به دراز كشيد آهنگ آن نمود كه دست از خصومت بردارد و سر به فرمان نهد . سلطان بپذيرفت و دست از محاصره برداشت و به حضرت باز گرديد .
چون بنى مرين در سال 668 بر مراكش غلبه يافتند ، على بن يدر در سوس دعوى استقلال كرد و تارودنت و ايفرى و ديگر شهرها و مراكز و جنگگاهها را بگرفت و با اعراب در آويخت . اين بار شكست نصيب او شد و در سال 668 به قتل رسيد .
پس از على بن يدر ، پسر برادرش ، عبد الرحمان بن حسن بن يدر زمام كارها به دست گرفت و چون به هلاكت رسيد برادرش على بن حسن بن يدر به حكومت رسيد . چون ابو على بن سلطان ابو سعيد به سجلماسه رفت و اين اقدام در اثر مصالحهاى بود كه ميان او و پدرش پديد آمده بود - و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد - و در سجلماسه فرود آمد و مواضع دفاعى آن را قوت بخشيد و همهء اعراب معقل را به خدمت خويش در آورد ، او را به گرفتن سوس ترغيب كردند و گفتندش كه ابن يدر را چنين و چنان اموالى است . پس از سجلماسه لشكر به سوس آورد . على بن حسن بن يدر به جبال نكيسه گريخت . و سلطان ابو على بر دژ او تانصاصت
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٩٤