عامر را فرمان امارت مراكش داد تا به دو مستظهر گردد . و در اين باب به او نامه نوشت . عامر به مراكش رفت و يوسف بن سعد اللّه را بكشت ابو العلى را به خوارى افكند سپس به قتل آورد و او را به پدرش عبد الحق ملحق ساخت . مدتى چند رياست از كدميوه رخت بر بست . سپس بار ديگر در خاندان بنى سعد اللّه به آنان باز گرديد . و اللّه قادر على ما يشاء و بيده تصاريف الامور .
وريكه
وريكه همجوار هنتاته است . ميان ايشان از قديم فتنه بوده است و جنگ و خونريزى . در اين نبرد مداوم از هر دو طرف خلقى عظيم كشته شدند . تا آنگاه كه قبيلهء هنتاته به حكومت رسيد و بر آنان غلبه يافت . از آن پس باد شوكتشان فرو نشست و در زمره فرمانبرداران در آمدند .
و اللّه وارث الارض و من عليها .
سكسيوه
اما كنفيسه ، بزرگترين قبايل مصامده است و داراى بطون بسيار . وسيعترين بطون آن ، بطن سكسيوه است . بطون ديگر از بطون كنفيسه بسيارى از مردانشان در كشاكش امور دولتى از ميان رفته است . ولى سكسيوه را در ميان موحدين به سبب كثرت و غلبهء ايشان مكانت و عزت بود . چادرنشين و بدوى بودند و با موحدين در نعمت و تجمل كه ايشان را بود نمىآميختند .
كوهستانهايى كه در آنها زندگى مىكردند ، كوهستانهايى سر به فلك كشيده و دست نايافتى بود . آن سان كه گويى ديگر كوههاى درن را در دامن خود جاى داده بود .
چون دولت موحدين منقرض شد و بنى مرين بر همهء مصامده غلبه يافتند و مصامده سر به فرمان ايشان نهادند ، سكسيوه در جبال رفيع خويش پناه گرفتند و طوق اطاعت ايشان به گردن ننهادند و تا پايان نيز چنان بودند . چون سپاه بر سرشان كشيدند به گونهاى با دولت مماشات كردند و باج و خراجى نه آن سان كه ملزم به پرداخت آن باشند به گردن گرفتند . با وجود اين رئيس ايشان آن اموال براى خود گرد مىآورد و آنان را در تنگناها به حمايت از خود وا مىداشت و گاهگاهى نيز براى تجاوز به ديگر قبايل بسيج مىكرد . از اين رو از قوم او سكسيوه ، و كنفيسه و اعرابى كه در اراضى سوس مىزيستند لشكرگاهى ترتيب داده بود .
رئيس ايشان پس از انقراض دولت عبد المؤمن ، حدو بن يوسف بود ، و حدو به زبان ايشان ، همان عبد الواحد است . عبد الواحد ، مردى مقتدر و دلير و نام آور بود . در سال 680 ، در ايام يعقوب بن عبد الحق بمرد . پسرش عمر ، جاى او بگرفت . او را اجليد مىگفتند كه به زبان ايشان يعنى سلطان . با ملوك بنى مرين در كشاكش بود . در دژ استوار خويش ، در برابرشان ايستادگى كرد . سپاهيان يوسف بن يعقوب و برادرش ابو سعيد پس از او ، با او نبرد كردند . از علم چيزى آموخته بود در كتابخانهء خود كتب بسيار گرد آورده بود و از فقه آگاه بود . احاديثى را كه در