يافت . سپس او را به گرد آورى اموال از زمان پدر خود متهم داشت . از اين رو قصد مصادرهء او نمود ابو يحيى ابن عامر بترسيد و به يكى از قبايل مصامده همجوار در اطراف سوس پناه برد و بر آنان وارد شد . هلاكتش در ميان آنان در سالهاى 780 بود . و اللّه وارث الارض و من عليها .
كدميوه
كدميوه ، در امر اعتقاد به محمد بن تومرت ، پيروان هنتاته و تينملل بودند . كوهستانشان پيوسته به كوهستان هنتاته بود . رؤسايشان در عهد موحدين بنى سعد اللّه بودند . چون بنى مرين بر مصامده غلبه يافتند و بر آنان باج و خراج نهادند ، يحيى بن سعد اللّه در دژ تافركا و تيسخت در جبال خود تحصن گرفت ولى عبد الكريم بن عيسى و قومش به طاعت بنى مرين در آمدند و پى در پى سپاه بر سرشان مىرفت تا سال 694 كه يحيى بن سعد اللّه وفات يافت ، در حالى كه سپاهيان يوسف بن يعقوب همچنان دژ او را محاصره كرده بودند . پس همهء دژهايش را ويران كردند و قومش را به خوارى افكندند . سلطان يوسف بن يعقوب ، عبد الكريم بن عيسى را از زمان پدرش برگزيده بود و او را بر ايشان امارت داد . سپس امراى مصامده را بگرفت و او را نيز با ديگران به زندان افكند . تا آنگاه كه ابن مليانى با آن نامهء جعلى از زبان سلطان به پسرش امير مراكش همه را به كشتن داد . عبد الكريم نيز كشته شد . فرزندانش عيسى و على و منصور همچنين پسر برادرش عبد العزيز بن محمد به قتل آمدند . سلطان از كردهء خود به خشم آمد و ابن مليانى از لشكر او كه در محاصرهء تلمسان بود بگريخت و به شهر داخل شد .
پس از اين واقعه امور قبيلهء كدميوه را عبد الحق يكى از افراد خاندان سعد اللّه به عهده گرفت . او معاصر سلطان ابو الحسن و پسرش سلطان ابو عنان بود . ميان او و عامر بن محمد فتنه بود و اين عداوت ريشه در عهد قديم داشت . چون عامر امارت مراكش و همهء مصامده را يافت ، حكم امارت عبد الحق را لغو كرد و او را متهم كرد كه به خلاف دولت برخاسته و با سكسيوى شيخ عصيانگر بر ضد دولت همدستى دارد . آنگاه در سال 757 بر او حمله كرد و بر مواضعش دست يافت و به قتلش آورد و بر قبيلهء كدميوه مستولى شد . بنى سعد اللّه به فاس رفتند و در آنجا درنگ كردند تا آنگاه كه سلطان ابو سالم از دريا گذشت و پس از برادرش ابو عنان براى دست يافتن به ملك موروث بيامد و در غماره فرود آمد . در اين احوال يوسف بن سعد اللّه به نزد او آمد و به سابقهء خدمتى كه او را بود مورد نواخت وى واقع شد . و چون بر شهر جديد دست يافت و جاى پاى استوار كرد او را بر قومش امارت داد و او در تمام مدت حكومت سلطان ابو سالم در مقام خويش ببود . عامل مراكش محمد بن ابى العلى از حواشى سلطان و خاندانهاى حاكمه در مغرب بود كه سلطان به يارى و مددكارى او اعتماد داشت .
چون سلطان ابو سالم درگذشت و عمر بن عبد اللّه بر ملوك بعد از او چيرگى يافت . نخست