مليانه با يغمراسن ديدار كردند . ابن قطرال در تلمسان چشم به راه حوادث مانده بود . چون يعقوب بن عبد الحق از اين واقعه آگاه شد سپاه خود را كه از بنى مرين و لشكر مغرب بود به سوى مراكش در حركت آورد . و در حوالى شهر فرود آمد . مردم آن نواحى تسليم فرمان او شدند ، ابو دبوس الواثق نيز با سپاهيان موحدين برفت . يعقوب حيلهاى به كار برد و به سوى وادى اعفر واپس نشست ، در فاصلهاى دور از مراكش مصاف آغاز كرد لشكر موحدين شكست خورد و بگريخت . الواثق نيز به سوى مراكش گريخت . به تعقيبش آمدند و بگرفتند و بكشتندش . يعقوب بن عبد الحق در ماه محرم سال 668 پيروزمندانه به مراكش در آمد . باقى مشايخ موحدين به پناهگاههاى خود در كوهستان تينملل گريختند . در آنجا با عبد الواحد بن ابى دبوس بيعت كردند و او را المعتصم لقب دادند . پس از پنج روز او نيز با ديگران از مراكش بيرون آمد ، و دولت بنى عبد المؤمن به پايان آمد . و البقاء للّه وحده .
خبر از بقاياى قبايل موحدين كه از مصامده بودند . در جبال درن بعد از انقراض دولت ايشان در مراكش و سرگذشت ايشان تا اين زمان
چون محمد بن تومرت در ميان قوم خود مصامده ، در جبال درن به دعوت پرداخت ، مبناى دعوت او نفى تجسيم بود . كه مردم مغرب به سبب اعتقاد به ترك تأويل در متشابهات دينى بر آن عقيده بودند . مهدى صراحتا كسانى را كه از نفى تجسم سرپيچى مىكردند تكفير مىكرد .
از اين رو دعوت او به دعوت به توحيد شهرت يافت و پيروانش را موحدين ناميدند . اين عنوان براى نفى مذهب مرابطين بود كه معتقد به تجسيم بودند . كسانى كه پيش از رونق يافتن محمد بن تومرت به او گرويده بودند از مزيت خاصى برخوردار بودند . مهدى نشان پيروزى خود را فتح مراكش قرار داده بود و آنان كه پيش از فتح مراكش به او ايمان آوردند اهل سابقه نام گرفتند . اهل سابقه يعنى كسانى كه پيش از فتح مراكش به او گرويده بودند - هشت قبيله بودند . هفت قبيله از مصامده بودند از اين قرار : هرغه كه قبيلهء امام مهدى بود و هنتاته و تينملل كه با قبيلهء هرغه با او بيعت كردند كه در ميان خود پناهش دهند و از او حمايت كنند . ديگر كنفيسه و هرزجه و كدميوه و وريكه . هشتمين قبيلهء موحدين قبيلهء كوميه بود ، قبيلهء عبد المؤمن صحابى بزرگ مهدى . اين قبيله بدان سبب كه عبد المؤمن از آن بود و او پيش از هر كس ديگر به مهدى گرويده بود از مزاياى ديگرى برخوردار بود . اين هشت قبيله نام سابقين به خود گرفتند و به دعوت او قيام كردند و پايههاى تختش را بر دوش گرفتند [ 1 ]
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بطوسن .