كدميوى دل بد كرده بود . او را در لشكرگاهش در تانسفت بگرفت . برادرش ابو زيد عبد الرحمان با ابو سعيد العود الرطب بگريختند و به سجلماسه رفتند . السعيد اموالشان را كه در مراكش بود تصاحب نمود . آنگاه آهنگ سجلماسه كرد . والى سجلماسه عبد اللّه الهرزجى را به سبب برخى گردنكشيهايش دستگير نمود . ابو زيد بن زكريا الكدميوى با او غدر كرد و مردم سجلماسه را به شورش واداشت و شهر را تصرف كرد . السعيد را فراخواند ، سعيد بيامد و هرزجى را كشت . ابو سعيد العود الرطب به تونس گريخت . سپس السعيد به مغرب باز گرديد و سعيد بن زكريا را به قتل آورد آنگاه در مقرمده در حوالى شرقى فاس فرود آمد و با بنى مرين پيمان صلح بست و به مراكش بازگرديد . ابو محمد بن وانودين را بگرفت و در ازمور به زندان كرد . يحيى بن مزاحم و يحيى بن عطوش را نيز زير نظر ابن ماكسن در بند كشيد . ولى ابن وانودين حيله كرد و از زندان بگريخت . و شب هنگام خويشتن را به كانون بن جرمون رسانيد و او ساز سفرش را فراهم ساخت و چند تن از عربهاى سفيان را با او همراه نمود تا او را به قومش هنتاته رسانيد . السعيد از پى او نامه نوشت و آرامش و دلداريش داد و ابن وانودين پوزش خواست و السعيد بر او ببخشود و در تافيوت از دژهاى كوه خود با زن و فرزند مكانش داد .
سپس كانون بن جرمون و قبايل سفيان بر السعيد بشوريدند . بنى جابر و خلط نيز با آنان همدست شدند . السعيد از مراكش بيرون آمد و السيد ابو اسحاق بن السيد ابو ابراهيم بن اسحاق ، برادر المنصور را وزارت داد و برادر خود ابو زيد را به جاى خود در مراكش نهاد .
برادر ديگرش ابو حفص عمر را بر سلا امارت داد . و در سال 643 از مراكش دور شد . ابو يحيى بن عبد الحق جماعات بنى راشد و بنى ورا و سفيان را گرد آورد . و چون دو گروه را نشانههاى جنگ پديد آمد . كانون بن جرمون به ازمور شد و بر آن مستولى گرديد . السعيد به تعقيب او پرداخت . كانون بگريخت . السعيد راه بر او بگرفت و او را سخت فرو كوفت و بسيارى از يارانش را كه همه از قبيلهء سفيان بودند بكشت . همچنين اموال و مواشى آنان را نيز تصرف كرد . كانون با بقاياى لشكر خود به بنى مرين پيوست و السعيد به حضرت باز گرديد . در سال 643 عامهء مردم در مكناسه بر والى شهر كه از سوى السعيد بود بشوريدند و او را كشتند .
مشايخ شهر از سطوت او بترسيدند و به امير ابو زكريا بن ابى حفص صاحب افريقيه گرايش يافتند و بيعت خود نزد او فرستادند . اين نامه به انشاى ابو المطرف بن عميره بود . اين اقدام به ترغيب ابو يحيى بن عبد الحق امير بنى مرين و همدستيش با ايشان صورت گرفت . نيز شرط كردند كه در صورت حمايت ابو يحيى بن عبد الحق مالى بپردازند . پس از اندكى از آنچه كرده بودند پشيمان شدند و جمعى از صلحاى خود را نزد السعيد فرستادند و هر دو جانب از يك ديگر خشنود گرديدند . در اين سال مردم اشبيليه و سبته نسبت به امير ابو زكريا حفصى
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: ابن خلدون
ص٢٧٧