فرستاد . چون خلط بيعت يحيى بن الناصر را بگسست به ميان عربهاى معقل رفت . آنان پناهش دادند و وعده دادند كه ياريش كنند . ولى در اثر اختلافهايى كه ميانشان بروز كرد او را بناگاه و بى خبر كشتند و سرش را به فاس نزد الرشيد فرستادند . الرشيد سر را به مراكش فرستاد و نايب خود در مراكش ، ابو على بن عبد العزيز را به قتل عربهايى كه در بند او اسير بودند فرمان داد . از اينان بود حسن بن زيد شيخ قبيلهء عاصم و قائد و فائد پسران عامر از مشايخ بنى جابر . چون ابو على بن عبد العزيز آنان را به قتل آورد در سال 634 به نزد او باز گرديد .
الرشيد خبر يافت كه ابو محمد بن وانودين صاحب درعه بر سجلماسه غلبه يافته است زيرا الرشيد چون از سجلماسه بيرون آمد يوسف بن على بن يوسف تينمللى را بر آن ديار امارت داده بود . او نيز پسر خالهء خود را كه از بنى مردنيش بود و يحيى بن ارقم بن محمد بن مردنيش نام داشت به جاى خود نهاده بود و مردى شورشگر از صنهاجه او را در خيمهاش كشته بود .
پسرش ارقم به طلب خون پدر برخاسته بود و هر چه توانسته بود كرده بود . اكنون از الرشيد بيمناك شده كه مبادا عزلش كند و سر به شورش برداشته بود .
الرشيد در سال 632 لشكر بر سر او برد . ابو محمد بن وانودين همچنان در پى چاره بود باشد كه الرشيد شهر را در تصرف آرد . چون شهر را گرفت ارقم را عفو كرد .
چون ابن وقاريط به محمد بن يوسف بن هود پيوست ، در سال 634 با چند كشتى از آن ابن هود در حركت آمد و آهنگ سلا نمود . السيد ابو العلى داماد الرشيد در سلا فرمان مىراند . نزديك بود كه ابن وقاريط بر سلا غلبه يابد . در سال 635 مردم اشبيليه با الرشيد بيعت كردند و از طاعت ابن هود بيرون آمدند . عامل اين اقدام ابو عمرو بن الجد بود .
اينان گروهى را نزد الرشيد به مراكش فرستادند تا با او بيعت كنند . در بازگشت گذارشان به سبته افتاد . مردم سبته نيز به ايشان اقتدا كردند و با الرشيد بيعت نمودند و امير خود ابو العباس اليانشتى [ 1 ] را خلع كردند و به نزد الرشيد آمدند . الرشيد نيز يكى از ايشان به نام ابو على بن خلاص را بر آنان امير كرد . چند روز پس از آمدن ايشان عمر بن وقاريط را بند بر نهاده از اشبيليه آوردند . قاضى ابو عبد اللّه المؤمنانى مردم را بر ضد او تحريض كرده بود . او از سوى رشيد به نزد ابن هور رفته بود و مردم اشبيليه را بر ضد ابن وقاريط شورانده بود . او ابن وقاريط را با گروهى از فرستادگان خويش به مراكش گسيل داشت . نخست او را در ازمور دربند كردند آنگاه بر شتر نشاندند و گرد شهر بگردانيدند و در رباط هسكوره بردار كردند . گروهى كه از اشبيليه و سبته آمده بودند باز گرديدند . الرشيد رؤساى خلط را فراخواند همه را در بند كشيد آنگاه سپاهيان خود را بفرستاد تا حلهها و احيائشان را تاراج كردند . سپس مشايخشان را بكشت و ابن وقاريط را نيز با آنان بكشت و ريشهء آنان را بركند .
هامش
[ ( 1 ) ]B: البانشتى .