تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

خبر از دولت عبد الواحد الرشيد بن ابو العلى المأمون

چون المأمون به هلاكت رسيد با پسرش عبد الواحد بيعت شد و الرشيد لقب گرفت . ياران المأمون مرگ او را پنهان داشتند و شتابان به سوى مراكش در حركت آمدند . يحيى بن الناصر راه بر آنان بگرفت . يحيى ابو سعيد بن وانودين را در مراكش به جاى خود نهاده بود . در اين نبرد يحيى از آنان شكست خورد و بسيارى از يارانش كه با او بودند كشته شدند . الرشيد به مراكش رسيد ، ساعتى با او در كشاكش بودند ، سپس از شهر بيرون آمدند و با او بيعت كردند . از همراهان او يكى عمش سيد ابو محمد سعد بود كه در دولتش مقامى شامخ يافت و تدبير و بست و گشاد كارها به دست او بود . پس از استقرار الرشيد در مراكش ، عمر بن وقاريط بزرگ قبيلهء هسكوره با جمعى از فرزندان و برادر المأمون كه در نزد او بودند از اشبيليه به او پيوست و اين به هنگامى بود كه مردم اشبيليه بر آنان شورش كرده بودند . اينان در سبته نزد عم خود ابو موسى ماندند و چون ابن هود سبته را گرفت به مراكش آمدند . سپس به ميان قبايل هسكوره رفتند . ابن وقاريط از الرشيد حذر مىكرد و مىخواست كه نزد او باز نگردد ولى اكنون با آوردن اين فرزندان مىخواست به او تقرب جويد . چون نزد الرشيد آمد ، الرشيد او را به نيكويى بپذيرفت و ابو محمد بن ابى سعد او را به خود نزديك ساخت و مسعود بن حميدان ، بزرگ خلط ، به مصاحبتش برگزيد . چون السيد ابو محمد در گذشت ابن وقاريط به قوم خود پيوست و در ميان آنها پناه گرفت و خلاف آشكار كرد و به نام يحيى بن الناصر دعوت نمود و قبايل موحدين را به مبارزه فراخواند . الرشيد به سال 631 داماد خود ابو العلى ادريس را به جاى خود در حضرت نهاد و لشكر به سوى ايشان برد و بر يحيى و جماعتش كه در بلاد هزرجه بودند دستبردى نيكو زد و بر لشكرگاهشان غلبه يافت . يحيى به سجلماسه گريخت . الرشيد به پايتخت خود باز گرديد . بسيارى از موحدين كه با يحيى بودند از او امان خواستند و به حضرت او آمدند . بزرگ ايشان ابو عثمان سعيد بن زكريا كدميوى [ 1 ] بود . باقى نيز به سعى او از پى او آمدند . شرط اينان آن بود كه آيينهاى مهدى را كه المأمون برانداخته بود اعاده كند . ديگر از كسانى كه به نزد او آمدند ، يكى ابو بكر بن يعزى تينمللى رسول يوسف بن على بن يوسف ، شيخ تينملل بود و يكى محمد بن يرزيكن هنتاتى رسول ابو على بن عزوز بود . اين دو نزد كسانى كه آنان را به رسالت فرستاده بودند ، بازگشتند و گفتند كه شرط پذيرفته آمده است . موسى بن الناصر برادر يحيى نيز با ايشان بيامد و از پى آنان ابو محمد بن ابن زكريا نيز بيامد و از تجديد آيينهاى مهدى دلشان آرامش يافت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كدميونى .