تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
تقسيم كرد و اوضاع آرامش يافت . چون يحيى ابن غانيه بر مهديه غلبه يافت و بر قراقوش غز صاحب طرابلس نيز چيره گرديد - اخبار آن را در ضمن اخبار ابن غانيه آورديم - آنگاه بر بلاد جريد غلبه يافت و سپس در سال 599 لشكر به تونس برد و آنجا را به جنگ بستد و سيد ابو زيد را بگرفت و از مردم تونس اموالى را كه هزينه كرده بود طلب نمود و دست به شكنجهء آنان گشود . اين اعمال به وسيله كاتبش ابن عصفور انجام مىگرفت . در اين باز جست بسيارى از خاندانها به هلاكت رسيدند . آنگاه مردم بونه و بنزرت و شقبناريه و اربص و قيروان و تبسه و صفاقس و قابس و طرابلس داخل در دعوت او شدند . اعمال افريقيه در قلمرو او انتظام يافت . و عمال خود به اطراف فرستاد و چنان كه در اخبار او آورديم به نام بنى عباس خطبه خواند . سپس برادر خود الغازى را بر تونس امارت داد و خود به كوهستانهاى طرابلس رفت و از مردم آن حوالى هزار هزار دينار - هزار دو بار مكرر شود - غرامت گرفت و به تونس باز گرديد . الناصر از كثرت هرج و مرج در افريقيه و استيلاى يحيى بن غانيه بر آن و افتادن ابو زيد در بند او آگاه شد . با موحدين در كار او مشورت نمود . راى چنان دادند كه با ابن غانيه راه مسالمت پويد . ولى ابو محمد بن شيخ ابو حفص بر آن بود كه بايد به سوى او لشكر كشيد و او را دفع كرد . محمد ، الناصر بر راى او كار كرد و در سال 601 بدان سو نهضت نمود . به فرماندهى ابو يحيى بن زكريا الهرزجى ناوگان خود در دريا به حركت آورد . ابن غانيه ذخاير اموال و حرم خود را با على بن غازى بن محمد بن على بن غانيه به مهديه فرستاد . مردم طرابلس بر ابن غانيه بشوريدند و عامل خود تاشفين بن غازى بن محمد بن على بن غانيه را بيرون كردند . ابن غانيه آهنگ طرابلس نمود و آنجا را ويران ساخت . ناوگان محمد الناصر به تونس رسيد . سپاهيان به شهر در آمدند و هر كه را از متابعان ابن غانيه يافتند كشتند . آنگاه الناصر از پى ابن غانيه روان شد يحيى بن غانيه بگريخت . الناصر به مهديه شد و از آنجا ابو محمد بن شيخ ابو حفص را براى مصاف با ابن غانيه روانه نمود . ابن غانيه در تاجرا بود كه ابو محمد بيامد . نبرد در گرفت . برادرش جباره كشته شد و نيز كاتبش ابن لمطى و عاملش فتح بن محمد در زمرهء مقتولان بودند . ابن نخيل گويد : غنايمى كه از سپاه او در آن روز به دست آمد هجده هزار بار اموال و امتعه و اثاث و آلات بود . ابن غانيه با زن و فرزند خود برهيد و سيد ابو زيد را از بند آزاد كرد . نگهبانان او به هنگام هزيمت آهنگ قتلش نموده بودند . محمد الناصر ، مهديه را از دست على بن غازى معروف به الحاج الكافى بستد بدان شرط كه به عمش ملحق شود . او نيز شرط به جاى آورد و از پى كار خود رفت ولى از راه باز گرديد و آيين موحدين پذيرفت . محمد الناصر او را پذيرفت و اكرام كرد و به خود نزديك ساخت آن سان كه مزيدى بر آن نبود . او در روز العقاب كه از آن ياد خواهيم كرد كشته شد .