تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
او بر خود امير كردند . المنصور ناوگان خود را چند بار با ابو العلى بن جامع و يحيى بن شيخ ابو ابراهيم هزرجى فرستاد ولى مردم به دفاع پرداختند و از آنان خلق بسيارى را كشتند و كار عبد اللّه بالا گرفت اين وقايع در سال 583 اتفاق افتاد . سپس المنصور هلاك شد . الناصر به سردارى عم خود سيد ابو العلى و شيخ ابو سعيد بن ابى حفص كشتيهاى جنگى خود به ميورقه فرستاد و عبد اللّه جنگ در پيوست برادرش تاشفين و مردم او را تنها رها كردند عاقبت شكست خورد سپاه الناصر به شهر در آمد . پس از اين پيروزى ، سيد ابو العلى به مراكش باز گرديد و عبد اللّه بن طاع اللّه كومى بر شهر امارت يافت . سپس الناصر ابو زيد را به امارت ميورقه فرستاد و ابن طاع اللّه را فرماندهى دريايى داد . پس از سيد ابو زيد ، سيد ابو عبد اللّه بن ابن حفص بن عبد المؤمن و پس از او ابو يحيى بن على بن ابى عمران تينمللى به حكومت ميورقه رسيدند . در سال 627 مسيحيان ميورقه را از او بستدند .

خبر افريقيه و غلبه يحيى بن غانيه بر آن و حكومت ابو محمد بن الشيخ ابو حفض

چون المنصور به هلاكت رسيد كار ابن غانيه در افريقيه نيرو گرفت . الناصر پسر المنصور السيد ابو زيد و شيخ ابو سعيد بن ابى حفص را بر افريقيه امارت داد . بعضى گويند آن دو را المنصور خود امارت داده بود هرج و مرج در افريقيه افزون شد و محمد بن عبد الكريم الركراكى در مهديه شورش كرد و مردم را به خود دعوت كرد و بر سر فرمانروايى با ابن غانيه و موحدين به نزاع برخاست . و صاحب « قبة الاديم محمد بن عبد الكريم » نام گرفت . محمد بن عبد الكريم به تونس آمد و در سال 596 در قراء اطراف آن دست به آشوب زد . ابن غانيه لشكر به قابس برد و در آنجا تحصن گرفت . محمد بن مسعود بن البلط شيخ قبيلهء رياح كه از پيروان او بود ، بر او بشوريد و به يحيى بن غانيه پيوست . اين امر سبب شد كه ابن غانيه بر محمد بن عبد الكريم چيره گردد . يحيى بن غانيه آهنگ محمد بن عبد الكريم نمود و لشكر به قفصه برد و منهزمش ساخت و تا مهديه تعقيبش كرد و در آنجا با او مصاف داد . ابن غانيه از صاحب تونس السيد ابو زيد مدد خواست او نيز چند كشتى به ياريش فرستاد . محمد بن عبد الكريم در تنگنا افتاد و از ابن غانيه امان خواست و ابن غانيه امانش داد . ولى چون بيامد ، دستگيرش كرد و خود بر مهديه استيلا يافت سپس به قتلش آورد . اين واقعه در سال 599 اتفاق افتاد . الناصر ناوگان خود را با عمش ابو العلى و سپاه موحدين را به سردارى ابو الحسن بن ابى حفص بن عبد المؤمن گسيل داشت . اينان پيش از غلبهء ابن غانيه بر قلعه با محمد ابن عبد الكريم اعلان جنگ دادند . ابن عبد الكريم عذر آورد كه او نگهبان اين قلعه است از تجاوز دشمن و از عهدهء اين كار بر نمىآيد جز آنكه مورد اعتماد خليفه باشد . سيد ابو الحسن به بجايه كه مركز فرمانروايىاش بود باز گرديد و لشكر را ميان خود و برادرش سيد ابو زيد صاحب تونس